الهیات در نهج‌البلاغه صفحه 213

صفحه 213

«لا يجري عليه السكون و الحركه و كيف يجري عليه ما هو اجراه و يعود فيه ما هو ابداه و يحدث فيه ما هو احدثه اذا لتفاوتت ذاته و لتجزا كنهه». [391].

يعني: «سكون و حركت بر او جاري نيست و چگونه جاري باشد بر او چيزي كه او، خود آن را جاري كرده و چگونه بازگردد به او، چيزي كه او خود آن را اظهار فرموده و چگونه حادث شود در او چيزي كه او خود آن را احداث كرده است، هرگاه خدا به چنين اوصافي متصف گردد. همانا ذات او تفاوت مي‌پذيرد و حقيقت او متجزي مي‌گردد. در اين بيان امام- عليه‌السلام- سرانجام جريان دادن سكون و حركت بر ذات مقدس خداوند- جل اسمه- را تفاوت در ذات و تجزيه كنه و حقيقت باريتعالي مي‌شمارد و از بطلان آن خود را آسوده و فارغ مي‌بيند».

و باز هم در همين خطبه است كه مي‌فرمايد: «و لا يوصف بشي‌ء من الاجزاء و لا بالجوارح و الاعضاء و لا بعرض من الاعراض و لا بالغيريه و الابعاض». [392].

يعني: «وصف نمي‌شود به چيزي از اجزاء و نه به جوارح و اعضاء و نه به عرضي از اعراض و نه به غيريت و ابعاض يعني خدا از اينكه ابعاض داشته باشد يعني بعض آن غير بعض ديگر باشد منزه است».

در اين بيانات تركيب و جزء را نفي فرموده و سپس صفات سلبي ديگر را متعرض شده است كه عدم سلب آنها موجب اثبات تركيب مي‌شود.

حاصل اينكه اين مساله نيز در نهج‌البلاغه استدلالا و برهانا مطرح و وحدانيت ذات و بساطت محض و عدم تركيب آن اثبات شده است.

توحيد عبادت و طاعت

امام- عليه‌السلام- در ضمن خطبه‌اي از خطبه‌هاي نهج‌البلاغه توحيد عبادت و طاعت را فايده و علت غايي رسالت و بعثت حضرت خاتم‌الانبياء محمد مصطفي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه