- اشاره 1
- مقدمه مولف 1
- چرا بحث الهيات را انتخاب كردم؟ 3
- الهيات 7
- اشاره 7
- الهيات در نهجالبلاغه 8
- كلام دانشمند بزرگ اهل سنت 12
- فصول و مباحث الهيات در نهجالبلاغه 17
- اشاره 18
- الله محور مطالب و مقاصد قرآن و نهجالبلاغه 18
- جهان بيني اسلامي در قرآن و نهجالبلاغه 18
- معناي مطابقي اله و الوهيت 29
- تحقيق در كلمه الله 32
- بعض ادله بر اثبات وجود خدا 34
- برهان فطرت 34
- تقرير 1 41
- برهان تغيير و حدوث (در ضمن پنج تقرير) 41
- تقرير 2 51
- برهان عنايت و قصد 65
- چگونگي استدلال بر وجود خدا در نهجالبلاغه 70
- اشاره 70
- تقرير 3 98
- تقرير 4 101
- تقرير 5 102
- اشاره 103
- سه راه ديگر خداشناسي از نهجالبلاغه 103
- فسخ عزيمتها 107
- باز شدن گرهها (حل العقود) 108
- شكسته شدن همتها (نقض الهمم) 109
- عجز عقول از معرفت حقيقت خدا 111
- توحيد در نهجالبلاغه 126
- توحيد صفاتي و افعالي 139
- اشاره 146
- بحث توحيد در عبادت 146
- بساطت ذات باري تعالي و نفي تركيب 146
- اشاره 150
- مفهوم عبادت و پرستش 150
- رفع توهم و رد تهمت 177
- عبادت از سياست و نظام حكومت جدا نيست 181
- دليل اختصاص عبادت به خدا 184
- ادله توحيد ذاتي در نهجالبلاغه 196
- توحيد صفاتي و افعالي در نهجالبلاغه 204
- اشاره 204
- توحيد به معني بساطت ذات باري و نفي تركيب در نهجالبلاغه 212
- توحيد عبادت و طاعت 213
- اشاره 221
- صفات ثبوتيه در نهجالبلاغه 221
- علم خدا در نهجالبلاغه 228
- قدرت خدا در نهجالبلاغه 240
- صفات سلبيه در نهجالبلاغه 245
- صفات و اسماء خدا در نهجالبلاغه 260
- اشاره 284
- ادله صفات و اسماء خدا در نهجالبلاغه 284
- اقامه برهان 288
- نفي معاني، احوال و صفات در نهجالبلاغه 292
- عدل الهي در نهجالبلاغه 300
- اشاره 300
- قرآن مجيد و نهجالبلاغه 301
- سنن تكويني الهي در نهجالبلاغه 306
- عنايت الهيه به هدايت انسانها در نهجالبلاغه 316
- اشاره 316
- بعثت خاتم الانبياء و نزول قرآن و شرايع اسلام در نهجالبلاغه 323
- اشاره 344
- سنن و اهداف تشريعي الهي در نهجالبلاغه 344
- خلاصه مطالب 355
- پايان و عذر تقصير 358
- پاورقي 358
شك در فعل بودن كتاب و نوشته و صنعت جايز نيست شك در فعل بودن جهان و پديدههاي مرتبط و منظم آن جايز نميباشد.
و ممكن است اين فرمايش از خطبه 108 نيز اشاره به اين وجه باشد: «الحمد لله المتجلي لخلقه بخلقه، [118] يعني سپاس خداي را كه تجلي كرد از براي خلقش بخلقش» اگر خلق دوم به معني مصدري مراد باشد و خلق اول به معني اسم مصدري و اشاره به مخلوقات و اشياء خلق شده باشد معني اين ميشود كه حمد مختص آن خدايي است كه ظاهر شد از براي مخلوقات با آفرينش همان مخلوقاتش اگر مرجع ضمير در «بخلقه» خلق باشد. و اگر مرجع آن «الله» باشد معنا اين است كه سپاس خداي راست كه تجلي كرد از براي مخلوقاتش به آفرينشش پس مفاد اين ميشود كه تجلي و ظهور خدا براي هر چيزي بخلق آن چيز و بخلق اشياء ديگر است بنابراين مظهر خدا براي خلق خدا همان فعل خداست و اما اگر خلق دوم نيز به معني اسم مصدري و مخلوقات باشد ظهور خدا از براي مخلوقاتش به مخلوقاتش كه اثر فعل اوست خواهد بود.
و همچنين اين جمله: «الحمد لله الدال علي وجوده بخلقه» [119] نيز محتمل است اشاره به اين معني باشد كه خدا به فعل و كار خودش كه خلق و آفرينش است دلالت كننده بر وجود خود است و به دقت معلوم ميشود كه فرق است بين اينكه گفته شود خدا دلالت كننده بر وجود خود است «بمخلوق» خودش يا اينكه بگوييم دلالت كننده است بر وجود خود «بخلق» خودش كه در اينجا نظر فقط به فعل خداست و به مخلوق و چيز ديگر نظر نيست و اگر چه اين دو جمله هر دو صحيح است و خلق و مخلوق هر دو دلالت بر وجود او دارند چون خلق فعل اوست و مخلوق هم به يك نظر اثر فعل او و به نظر ديگر خود فعل است. اما اين وجه كه مراد از خلق فعل باشد وجيهتر است زيرا در اثبات و دلالت غير از فعل مدلول عليه واسطهاي واقع نشده است.