شناخت نامه حضرت خدیجه علیها السلام جلد 2 صفحه 210

صفحه 210

2 . این خطبه به صورت دیگری در کتاب کافی (یکی از منابع چهارگانه فقهی شیعه) ذکر گردیده است. در این کت_اب، کلین_ی= از امام صادق7 روایت کرده است که وقتی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) تصمیم می گیرد ب_ا خ_دیجه3 ازدواج کند، ابوطالب همراه با خانواده خود و تنی چ_ند از ق_ریش ب_ر ورقه بن نوفل وارد می شوند، و ابوطالب سخن آغ_از م_ی کند و می گوید: سپاس پروردگار این خانه را که ما را از پرورش یافتگان ابراهیم و فرزندان اسماعیل قرار داد و در حرم امن خ_ود م_نزل داده و فرمانروایان بر مردم نمود و در س_رزمینی که در آن م_ی زییم به م_ا ب_رکت داد.

این پس_ر برادر من _ رسول خدا(صلی الله علیه و آله) _ ب_ا ه_ر مردی از قریش مقایسه گردد از او برتر و بزرگوارتر خواهد بود . او در میان مردم همتایی ن_دارد، اگ_ر چه دارایی او ناچیز است؛ ولی مال پشتوانه و تکیه گاهی است که ف_رو می ریزد و سایه ای است که از م_یان م_ی رود. او دوست دار خدیجه است و من ن_زد ت_و آمده ام تا با رضایت و اجازه خدیجه او را از تو خواستگاری کنم، و هر قدر مهریه درخواست ن_مایید، ن_قد یا نسیه، م_ن آن را از م_ال خود می پردازم. سوگند به پروردگار این خ_انه که وی را ن_صیبی بزرگ، آیین_ی ف_راگیر و ع_قلی کامل خواهد بود.

آن گاه ابوطالب سکوت کرده و ورقه، عموی خدیجه، سخن آغاز می کند؛ به طوری که از جواب ابوطالب فرو مانده و بریده ب_ریده و ن_فس زنان سخن می گوید _ در حالی که او یک کشیش مسیحی ب_وده اس_ت _ و خ_دیجه وق_تی چ_نین می بیند ، خود رشتۀ کلام ب_ه دس_ت گرفته و می گوید: عمو جان! اگرچه تو در شهادت به من از من شایسته تری ، ولی از من به خودم سزاوارتر نیستی! ای محمّد! م_ن خ_ود را به نکاح تو درمی آورم و مهریه را از مال خود م_ی پردازم، پس ب_ه ع_موی خ_ود ب_گو ش_تری نحر کند تا جشنی برپا نماییم و ما با هم عروسی کنیم.

پس از سخنان خدیجه، ابوطالب به حضار رو نموده می گوید: شاهد باشید که خدیجه، محمّد(صلی الله علیه و آله) را پذیرفت و مهریه را از مال خود ض_مانت کرد. در این هنگام برخی از قریش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه