در آستانه سلوک صفحه 132

صفحه 132

که اطاعت نماید».(1)

و نیز می فرمایند:

«پس از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله هیچ کس باقی نماند جز آن که تکانی خورده و بازگشتی نمود جز مقداد که گویا قلبش قطعه ای از آهن بود».(2)

و لذا آن بزرگوار این چنین او را معرّفی می کند:

«کانَ اَلْمِقْدادُ اَعْظَمَ النَّاسِ اِیماناً تِلْکَ السَّاعَه».(3)

«در آن موقع، مقداد، از جهت ایمان، اعظم مردم بود».

رمیله گوید: در حکومت امیر مؤمنان علیه السلام، به تب شدیدی مبتلا شدم. روز جمعه فرا رسید. از شدّت تب کاسته شد، با خود گفتم: چیزی بهتر از آن نیست که آبی به خود ریزم. غسل کرده و در نماز آن حضرت شرکت نمایم. پس از انجام غسل به مسجد آمدم. هنگام خطبه خواندن امیر مؤمنان علیه السلام بار دگر تب عود نمود. چون آن حضرت به فرمانداری تشریف بردند، با ایشان رفتم. حضرتش فرمودند: ای رمیله! به خود می پیچیدی؟

گفتم: آری و جریان خود را به عرض رساندم وگفتم شوق (دیدار و) نماز با شما موجب شد که در مراسم شرکت کنم. آن حضرت فرمودند: ای رمیله!

«لَیْسَ مِنْ مُؤمِنٍ یَمْرَضُ اِلّا مَرِضْنا بِمَرَضِهِ وَ لا یَحْزُنُ اِلّا حُزْنا بِحُزْنِهِ وَ لا یَدْعُو اِلّا اَمَّنا لِدُعائِهِ وَ لا یَسْکُتُ اِلّا دَعَوْنا لَهُ».

«هیچ مؤمنی بیمار نمی شود جز آن که ما نیز - در اثر بیماری او - مریض می شویم! و محزون نمی گردد، جز آن که - به حزن او - محزون می شویم! دعا نمی کند جز آن که برایش آمین می گوییم و اگر دعا نکرد، ما برایش دعا می کنیم!».

عرض کردم: ای امیر مؤمنان! خداوند مرا فدایت کند، این برای کسی است که در


1- 243. ر.ک: اختصاص، ص 6 ؛ معجم رجال الحدیث ج 18، ص 320
2- 244.
3- 245. 2 و - اختصاص، ص 8
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه