در آستانه سلوک صفحه 192

صفحه 192

فکر و خاطر را از ظلمت ها و تعلّقات آزاد ساخته، سرای دل را از دوستی دنیا پاکسازی نموده و خود را از خودپسندی و خودسری تخلیه و برای لقای حضرت حق آماده می سازد.

برخی معتقدند که محبت خدا، بالاترین و والاترین درجات است و منتهی سیر انسانی به وسیله محبت تحقّق پذیر است و اگر مقامی بالاتر مثل شوق و انس یافت شود، ثمره ای از ثمرات آن باشد.

و همچنین پیش از مقام دوستی، هر فضیلت و کمالی مثل صبر، زهد و سایر فضایل نفسانی یافت می شود، مقدّمه ای از مقدّمات دوستی خواهد بود.

ذکر

مؤمن و عارف واقعی مدام به یاد حضرت دوست بوده و جز به یاد حضرت حق انس نمی گیرد و از غیر او غافل، بلکه بیزار است. برای او، نامی و یادی شیرین تر از یاد و نام محبوب مطلق نباشد و لذّتی برایش بالاتر و والاتر از یاد او نخواهد بود و پیوسته با یاد او زنده است.(1)

همان گونه که پیش تر گفته شد، ما در مقام بیان و ترسیم دورنمایی از سیر و سلوک


1- 318. از مرحوم شیخ صدوق نقل شده است که در شام عابدی به ذکر حضرت حق مشغول و پیوسته در بیشه و غارها به سر می برد و از مردم کناره می گرفت. در سفر حج به آن جا عبور نموده، او را زیارت کردم. سلام عرض نمودم، وی پاسخ داد و دیگر سخنی نگفت. مدّتی در حضورش بودم که از وی سؤالی بپرسم، چون پاسخم داد، ناگاه شیری نزد او آمد و با ناخن او را زخمی کرد و برگشت. از ترس بیهوش شدم. پس از ساعتی به هوش آمدم، عابد فرمود: بسیار ترسیدی؟ این شیر موکّل من است که هرگاه از عبادت و ذکر خداوند غافل شدم و یا به فکر دنیا افتادم یا به شخصی مشغول شدم، مرا زخمی نماید! و من زخم ناخن وی را از لحظه ای غفلت از حق - که در آخرت جزای آن به من برسد - دوست تر دارم. خزینه الجواهر ص 584، حکایت 3 از فروع دین
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه