- سخن ناشر 1
- تقدیم به پیشگاه 1
- اشاره 16
- علم حقیقی 18
- علوم معنوی 27
- برتری عالم بر عابد 31
- برتری عالم بر شهید 32
- برتری علم بر مال 33
- بصیرت و شناخت در دین 34
- علم حدیث 43
- علم و تزکیه 46
- علم و عمل 50
- اوصاف علم و عالم 53
- توضیح 60
- آفات علم 60
- غفلت 61
- غرور 61
- دوستی دنیا 62
- خلوص نیّت 70
- اشاره 70
- وظایف جویندگان علم 70
- توکّل 72
- تعظیم و احترام به عالمان و بزرگان دینی، خصوصا اساتید 73
- برخورداری از اخلاق کریمانه و صفات نیک 73
- اشاره 74
- سیر صعودی و نزولی بشر 76
- سیر صعودی و تکاملی 78
- قسمت اول 87
- سیر نزولی انسان 87
- قسمت دوم 94
- قسمت سوم 102
- ایمان(1) 108
- ایمان(2) 115
- ایمان(3) 123
- ایمان(4) 131
- ایمان(5) 139
- شیعه 159
- نشانه های شیعه 165
- اشاره 176
- توضیح 181
- 1 - پشیمانی 181
- 3 - جبران 182
- زهد 184
- تقوا و پرهیزکاری 185
- محاسبه و مراقبه 185
- ریاضت 185
- ثبات در ایمان 186
- نیّت جازم و عزم ثابت 186
- راستی در گفتار و کردار 186
- خلوت 187
- اخلاص 187
- سپاسگزاری 188
- صبر و شکیبایی 188
- تفکّر 188
- خوف و رجا 188
- تضرّع و زاری 189
- توسّل 190
- ذکر 192
- اشاره 193
- صلوات 193
- هنگام دعا کردن 202
- پس از نمازها 203
- در رکوع و سجده 204
- شب و روز جمعه 204
- هنگام فراموشی 205
- فرمانبرداری از پروردگار (1) 206
- فرمانبرداری از پروردگار(2) 214
- فرمانبرداری از پروردگار(3) 221
- فرمانبرداری از پروردگار(4) 228
- فرمانبرداری از پروردگار(5) 236
- فرمانبرداری از پروردگار(6) 244
- فرمانبرداری از پروردگار(7) 251
- فرمانبرداری از پروردگار(8) 259
- فرمانبرداری از پروردگار(9) 267
- دشمن شناسی 272
- توکّل و تضرّع 287
- راه کارها 287
- تذکّر 291
- تقوا و پرهیزکاری 292
- برخی اعمال عبادی نظیر نماز، روزه و صدقه 293
- اشاره 296
- حضرت سلیمان 299
- بهشت شدّاد 305
- نمرود 309
- عمل نیک 316
- فوت حضرت ادریس 329
- فوت حضرت مریم 331
- موسی و فرعون 333
- قسمت اول 333
- قسمت دوم 342
- قسمت سوم 350
- قارون 352
- ابرهه 357
- بلعم باعورا 361
- نجات دادن مؤمن 365
- قسمت اول 373
- قسمت دوم 379
- مرگ هادی عباسی 385
- مرگ مأمون 388
- متوکّل 390
- حضرت ایّوب 393
- حضرت نوح 399
به زیارت کربلا و نجف مشرّف شدم. از اهل علم سؤال کردم، برای حاجتم چه توسّلی مؤثّر است؟
گفتند: اعمال مسجد سهله شب چهارشنبه از مجربات است. امید که مورد توجّه حضرت امام عصر عجل اللَّه تعالی فرجه قرار گیری! مدّتی شب های چهارشنبه به آن مسجد مشرّف شدم. شبی در خواب کسی فرمود: جواب حاجت و مقصود تو نزد مشهدی محمّد علی نسّاج در شهر دزفول است.
به آن شهر مسافرت کردم. پس از جستجو، مغازه او را پیدا نمودم. پس از ورود، فرمود: حاج محمّد حسین سلام علیک. خداوند چند اولاد پسر به تو مرحمت می فرماید. شگفت زده شدم، پس از آن، مقداری ماست و دو نان جو آورد و پس از صرف غذا و ادای نماز، پذیرفت که آن شب مهمان او باشم و در آن مغازه کوچک از من پذیرایی نمود.
از او سؤال کردم از کجا به امور من آگاه شدی؟ فرمود: به مقصود خود رسیدی، دیگر سؤال نکن، اصرار نمودم، فرمود: در این نزدیکی منزل یکی از اعیان است و چند سرباز با اوست و آن را به من نشان داد. روزی سربازی لاغر نزد من آمد و از تهیه نان سؤال نمود، پذیرفتم که برای او نیز نان تهیه کنم و هر روز چهار نان جو از من می گرفت، مدّتی گذشت. روزی سراغ نان نیامد. از رفقای او احوال او را پرسیدم؟ گفتند: بیمار است و در مسجد خوابیده است، به عیادت او رفتم، فرمود: فلان ساعت از دنیا می روم و کفن من در فلان مکان است و هر کس برای دفن من نزد تو آمد، او را اجابت کن. چند ساعتی از شب گذشت، کسی مرا صدا زد. به دنبال او به مسجد آمده، جنازه با کفنش را به بیرون شهر انتقال دادیم. کنار چشمه آبی او را غسل داده، کفن نمودیم، پس از آن، به دکّان خود بازگشتم.
حدود یک ماه از این ماجرا گذشت. شبی شخصی مرا صدا زد. در را گشودم. فرمود: تو را طلبیده اند، برخاسته، با او به بیرون شهر آمدم. صحرای وسیعی بود و گروه بسیار از آقایان نشسته بودند و به قدری آن صحرا روشن بود که قابل توصیف نبود.