در آستانه سلوک صفحه 258

صفحه 258

شگفت آن که زلیخا پس از ازدواج با حضرت یوسف برای خود جهت عبادت پروردگار خانه ای بنا کرد و پیوسته در آن به عبادت خدا مشغول بود. شبی یوسف را شوق دیدار او بر سر افتاد. خود را به خانه وی رسانید، ولی زلیخا عرض کرد: برگرد! زیرا محبت تو از یادم رفته است و محبوبی غیر از تو یافته ام و به عبادت خداوند مشغولم.(1)

مرحوم محدّث قمی قدس سره می نویسد:

آنقدر زلیخا از جناب یعقوب علیه السلام علم و عبادت آموخت که عالمه و فقیهه شد، به نحوی که در علم و فقاهت افضل از همه زنان و مردان مصر گردید.(2)

آری آدمی در اثر ایمان و فرمانبرداری از آفریدگار جهان، همه قلّه های کمال را می پیماید و تمام مُلک و ملکوت را مسخّر خود نموده و در همه عالم نفوذ پیدا می کند.

ابوحمزه ثمالی گوید: در خدمت امام باقر علیه السلام بودم، فردی اذن گرفته، داخل شد و سلام کرد. امام علیه السلام به او خوش آمد گفتند. عرض کرد: فدایت شوم، نزد فلانی از دخترش خواستگاری کردم ولی او مرا به خاطر تهیدستی و غربتم کوچک شمرد و پاسخ منفی داد به گونه ای که از شدّت غصّه و ناراحتی راضی به مرگ شدم.

آن حضرت فرمودند:

«نزد او رفته، بگو: محمّد بن علی مرا فرستاده که دخترت را به عقد من درآوری.».

آن مرد با خوشحالی بی درنگ به سراغش رفت. آنگاه امام باقر علیه السلام فرمودند:

«مردی از یمامه که او را «جویبر» می نامیدند، خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله آمده، درخواست اسلام نمود. وی با آن که فردی کوتاه قد، تهی دست، برهنه و از سیاه پوستان بود، نیکو اسلام را پذیرفته و از مسلمانان واقعی به شمار می رفت.


1- 408. ریاحین الشریعه، ج 5، ص 174.
2- 409. سفینه البحار، ج 3، ص 485
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه