در آستانه سلوک صفحه 330

صفحه 330

هم دعا نمود و خداوند از وی درگذشت و بال و پرش را به وی برگردانید. فرشته مزبور (به پاس این خدمت) به آن حضرت عرض کرد: آیا حاجتی داری؟ فرمود: آری، می خواهم مرا به آسمان ببری تا ملک الموت و فرشته مرگ را دیدار کنم. زیرا با یاد او، زندگی بر من ناگوار است. آن فرشته، ادریس را به آسمان چهارم آورد و در آن جا ملک الموت را دید که نشسته و سر خود را از روی تعجّب حرکت می دهد! آن حضرت به او سلام کرد و پرسید: چرا سرت را تکان می دهی؟

پاسخ داد: پروردگارم دستور داد جان تو را میان آسمان چهارم و پنجم بگیرم و من در فکر بودم چگونه با فاصله بسیاری که میان آسمان چهارم با سوّم و میان آسمان سوّم با دوّم و میان آسمان دوّم با اوّل و همچنین میان آسمان اوّل با زمین است، من مأمورم که جان تو را در آسمان چهارم بگیرم! اکنون تو را در این جا دیدار کردم. سپس جانش را گرفت».(1)

امام صادق علیه السلام ذیل آیه شریفه «وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَیْمانَ وَأَلْقَیْنا عَلَی کُرْسِیِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ»(2) می فرماید:

هنگامی که خداوند به حضرت سلیمان فرزندی عطا نمود، جنیّان و شیاطین به یکدیگر گفتند: اگر فرزند او زنده بماند، همان رنج و زحمت که از پدرش دیده ایم، از او نیز خواهیم دید. حضرت سلیمان که متوجّه این موضوع بود، از توطئه آن ها ترسید. برای حفظ فرزندش از شرّ آن ها، او را در دل ابرها جای داد (که به آن دسترسی نداشته باشند. مدّتی گذشت) ناگاه جسد بی روح فرزندش بر روی تختش فرود آمد. خداوند با این عمل، آن حضرت را متوجّه ساخت که اگر چیزی را مقدّر نموده، ترس و واهمه ثمری نمی بخشد. بدین وسیله،


1- 517. تفسیر قمی، ج 2، ص 51؛ بحارالأنوار، ج 11، ص 277؛ نور الثقلین، ج 3، ص 350
2- 518. سوره ص، آیه 34: «قطعاً سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی بیفکندیم. سپس انابه و توبه نمود».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه