در آستانه سلوک صفحه 357

صفحه 357

وضع این بیچارگان، احساس نمی کنند! با آن که حتّی حیوانات آن ها نیز دارای مرفّه ترین زندگی هستند و گاهی چون راهی برای خرج کردن ثروت عظیم خود پیدا نمی کنند، رو به سوی ارزش های خیالی می آورند.

ابرهه

یکی دیگر از جریانات تاریخی که برای بشر آموزنده و پندآور است، داستان ابرهه و اصحاب فیل می باشد. این داستان به طور متواتر نقل شده است و در قرآن (سوره فیل) هم به طور اختصار آمده است. گرچه مفسّران و مورّخان در جزئیات آن اختلاف دارند؛ و ما به خلاصه ای از آن اشاره می کنیم.

«ذونواس» پادشاه یمن در یکی از سفرهای خود، از شهر مدینه عبور کرد. گروهی از یهودیان که در آن جا سکونت داشتند، مقدم شاه را گرامی شمرده و او را به آیین یهودیّت دعوت نمودند و او پذیرفت. عدّه ای نیز از ترس، او را همراهی کرده و گروهی را هم بر اثر مخالفت کیفر سختی داد. مردم نجران نیز که دین مسیحیّت داشتند، حاضر نشدند از آیین یهودیّت پیروی کنند. «ذونواس» در صدد سرکوبی آنان بر آمد. پس از حفر خندقی، آن را از آتش پر نمود و آن ها را به مرگ و سوختن کیفر نمود!

پس از این جنایت، مردی به نام «دوس» خود را به قیصر روم رسانید و او را از این جریان آگاه ساخت. از آن جا که فاصله میان روم و یمن زیاد بود، قیصر روم، نامه ای به نجاشی پادشاه حبشه نوشت تا او انتقام مردم نجران را از «ذونواس» بگیرد.

نجاشی سپاهی بالغ بر هفتاد هزار نفر به فرماندهی «ارباط» روانه یمن کرد. «ابرهه» نیز یکی از فرماندهان این سپاه بود. ذونواس که غافلگیر شده بود، سران قبایل را برای یاری دعوت نمود که جوابی نشنید. سرانجام شکست خورد و «ارباط» حاکم یمن شد. پس از مدّتی، «ابرهه» بر ضدّ «ارباط» قیام کرد و او را از بین برد و بر جای او نشست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه