در آستانه سلوک صفحه 381

صفحه 381

خشمناک شده، تصمیم به نابودی آن ها گرفت.

محمّد بن فضیل گوید: در آن سالی که هارون به آل برمک خشم گرفت و به قتلشان فرمان داد، نخست به قتل جعفر پسر یحیی برمکی دستور داد و پس از آن پدرش یحیی را به زندان افکند - و بر برمکیان وارد شد آنچه که وارد شد - در روز عرفه امام رضا علیه السلام ایستاده و دعا می فرمودند، آنگاه سر مبارک خویش را حرکت می دادند، از حضرتش سبب آن را پرسیدند، فرمودند:

«برمکیان را - برای آنچه که بر پدرم علیه السلام روا داشتند (و او را به قتل رسانیدند - نفرین کردم، خداوند امروز دعایم را در باره ایشان مستجاب فرمود.».

پس از مراجعت طولی نکشید که (برمکیان) جعفر و پدرش به خشم هارون گرفتار شدند و وضع آن ها واژگون گشت. (1)

هارون جعفر برمکی را بسیار دوست می داشت و نیز علاقه فراوانی به خواهر خود عباسه داشت و از مفارقت آن دو ناراحت بود، به ناچار تصمیم گرفت عباسه را به عقد جعفر درآورد لکن از او پیمان گرفت که با او خلوت نکند و تنها در حضور هارون با عباسه بنشیند، جعفر با اکراه پذیرفت. عباسه فریفته جعفر شد ولی جعفر از ترس هارون کنارش نمی آمد. هرچه اصرار نمود سودی نبخشید تا آن که عباسه نسبت به مادر جعفر اظهار علاقه فراوان نمود و او را راضی کرد تا وی را به وصال جعفر برساند.

مادر جعفر برای این کار حیله ای به کار برد. مدت ها برای پسرش اوصاف کنیزی را برشمرد و هر روز به پسر وعده وصال او را می داد. شبی به عباسه گفت: امشب به مقصود خود می رسی. هنگامی که جعفر از نزد هارون باز گشت عباسه را به جای آن کنیز نزد او فرستاد. جعفر که شراب بسیاری نوشیده بود عباسه را نشناخت. آن شب تمام گشت و عباسه حامله شد. مدت حمل به پایان رسید و پسری


1- 593. عیون الأخبار، ج 2، ص 227، باب 49، ح 1
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه