در آستانه سلوک صفحه 392

صفحه 392

مشرّف شوم اگرچه در این راه کشته شوم، پس به همراهی مردی عطار روزها پنهان و شب ها راه می رفتیم تا به نواحی غاضریه رسیدیم. نیمه شب از راهی که نگاهبانان ما را نبینند خود را به قبر شریف رسانیدیم، مأموران خواب بودند. صندوق مطهر را سوزانیده و آب بر آن موضع جاری کرده بودند. خود را روی زمین افکنده و زیارت نمودیم. بوی خوشی که هیچ گاه نظیر آن دیده نشده بود، استشمام کردیم. در چند موضع علاماتی در زیر زمین نصب کردیم (که محل قبر معلوم باشد) تا وقتی که متوکل هلاک شد، با گروهی از آل ابوطالب و شیعیان امیر مؤمنان علیه السلام به زیارت قبر آن امام مظلوم رفتیم و آن علامات را از زمین بیرون آورده و بنای قبر شریف را به همان نحو سابق تجدید نمودیم...(1)

ظلم و ستم متوکل و اذیت و آزار او نسبت به امام هادی علیه السلام معروف و مشهور است، شیعه و سنی آن را نقل نموده اند.(2)

نوشته اند: از جمله ندیمان او «عباده المحنث» بود. وی برای خوشحالی متوکل از حضرت علی علیه السلام تقلید می کرد، آنگاه می رقصید و نوازندگان می زدند و می خواندند و متوکل پلید شراب می خورد و می خندید. روزی فرزندش منتصر حضور داشت پس از مشاهده با اشاره او را منع کرد. وی از ترس منتصر خودداری نمود. متوکل علّت آن را پرسید، جریان را به او گفت. منتصر به پدرش گفت: آن کس که این سگ تقلید او را می کند و مردم را می خنداند پسر عموی تو است و بزرگ خاندان ما است و به او فخر می نماییم.

ظلم و ستم و بیدادگری متوکل به گونه ای فراگیر شد که به ناچار منتصر پسرش او را به قتل رسانید.

دَمیری سبب کشته شدن متوکل را چنین نقل می کند که او امیر مؤمنان علیه السلام را دشمن داشت و حضرت را تحقیر و تنقیص می نمود. روزی به حسب


1- 606. تتمه المنتهی، ص 241 - 238
2- 607. ر.ک: منتهی الآمال، ج 2 و...
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه