در آستانه سلوک صفحه 40

صفحه 40

گناهانم بزرگ است...»(1)

سرانجام پسر، قاتل را بخشید و در مقابل، امام علیه السلام حدیثی به او آموختند که شنیدن آن از دنیا و آنچه در اوست، برتر بود.

مرحوم مجلسی اوّل - که از عالمان بزرگ و پیوسته در تهذیب نفس و سیر و سلوک و خدمت به مردم کوشا بود - در یکی از نوشته های خود آورده است که برای زیارت به عراق رفتم. زمانی که وارد نجف اشرف شدم، فصل زمستان فرا رسید. تصمیم گرفتم زمستان را در آن جا بمانم. شبی امیر مؤمنان علیه السلام را در خواب دیدم. آن بزرگوار لطف بسیار به من نموده، فرمودند:

«بیش از این در نجف توقّف مکن! به اصفهان باز گرد که بودن تو در آن جا نفعش بیشتر و برتر است».

چون اشتیاق فراوان به بودن در نجف داشتم، اصرار ورزیدم که آن حضرت اجازه فرمایند در نجف بمانم. آن بزرگوار نپذیرفته، فرمودند:

«امسال شاه عباس از دنیا می رود و شاه صفی به جای او می نشیند و در ایران فتنه هایی سخت رخ می دهد، خداوند می خواهد تو در این فتنه ها مردم را هدایت کنی. و در ادامه فرمودند:

تو می خواهی به تنهایی سوی «باب اللَّه» بیایی، ولی خداوند می خواهد به یُمن هدایت تو، هفتاد هزار نفر به درگاه او بیایند! سوی آنان باز گرد! زیرا که گریزی از آن نداری».

به سوی اصفهان بازگشتم و آن خواب را برای یکی از دوستان نزدیک خود تعریف نمودم و او خواب را برای شاه صفی نقل نمود. چند روزی گذشت، شاه عباس در سفر مازندران وفات کرد و شاه صفی به جای او نشست.(2)

امام سجاد علیه السلام می فرمایند:


1- 80. بحارالأنوار، ج 2، ص 12، ح 24
2- 81. مقدمه کتاب لوامع صاحبقرانی، و فوائد الرضویه مرحوم محدّث قمی ص 440
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه