در آستانه سلوک صفحه 400

صفحه 400

«اَللَّهُمَّ اهْدِ قَوْمِی فَإِنَّهُمْ لا یَعْلَمُونَ.» (1)

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«... مدت سیصد سال از دعوت حضرت نوح گذشت و در خلال آن، شب و روز مردم را دعوت می کرد ولی آن ها می گریختند. پنهانی دعوت می کرد، نمی پذیرفتند، آشکارا دعوت می کرد رو بر می گردانیدند! چون سیصد سال گذشت، پس از نماز صبح خواست مردم را نفرین کند، سه تن از فرشتگان از آسمان هفتم فرود آمدند و پس از سلام گفتند: خواهشی از تو داریم! پرسید: آن چیست؟ گفتند: نفرین را به تأخیر اندازی، زیرا نخستین عذاب خداوند در روی زمین خواهد بود. آن حضرت فرمود: تا سیصد سال دیگر آن را به تأخیر انداختم و به سوی آنان ها باز گشت!

در این مدت نیز آن حضرت دعوت خویش را ادامه داد و آن ها همان کارها را ادامه دادند. سیصد سال دیگر نیز به پایان رسید و از ایمان آوردن قوم خود مأیوس شد. خواست نفرین کند، دسته دیگری از فرشتگان از آسمان ششم فرود آمدند و از وی خواستند تا نفرین را به تأخیر اندازد، بدین ترتیب سیصد سال دیگر به کار خود ادامه داد! هنگامی که نهصد سال طول کشید، پیروان آن حضرت نزد وی آمدند و از آزار مردم و سرکشان شکایت کردند و از او خواستند تا گشایشی از خداوند درخواست نماید.

جبرئیل علیه السلام نازل شد و گفت: خداوند دعای تو را مستجاب کرد. اکنون به پیروان خود بگو که خرما بخورند و هسته آن را بکارند و از آن نگهداری کنند تا بارور گردد، پس از بارور شدن درختان، فرجشان می رسد. پس خدای را سپاس فرمود و پیروان خود را اطلاع داد، همگی خوشحال شدند و دستور خداوند را انجام دادند.


1- 619. مجمع البیان، ج 4، ص 433 «خدایا، قوم مرا هدایت کن که آنان نمی دانند!»
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه