- سخن ناشر 1
- مقدّمه چاپ اول 3
- آشنایی با علوم اسلامی 6
- بخش اول:«مُنْیَهُ المُرِیدِ»در آداب متعلّمین 12
- اشاره 12
- 1-در فضیلت علم و عالمان 13
- 2-در آداب و وظایف شاگرد 16
- 1.ضرورت و لزوم اخلاص و پاک سازی نیّت 16
- 4.حُسنِ خُلق و فروتنی و کوشش در تکمیل نفس 17
- 2.عمل به علم 17
- 3.توکُّل به خدا 17
- 6.قیام به و ظایف و شعائر دینی 18
- 7.پرهیز از تأهّل و تشکیل خانواده 18
- 5.عِفّت نفس و عُلُوّ همّت 18
- 8.برحَذَر بودن از معاشرت های نادرست 19
- 9.مُدوامت بر تحرک و کوشش علمی 19
- 2.رعایت نظافت و پاکیزگی و لزوم آراستنِ ظاهر 20
- 1.خودداری از مِراء و جِدال و ستیزه جویی در بحث 20
- 3-در آداب و وظایف شاگرد در درس 20
- 3.برنامه ریزی ساعات شبانه روزی 21
- 4-در آداب و آیین زندگانی شاگرد با استاد 22
- 1.بزرگداشت مقام استاد 22
- 2.باید استاد را به عنوان پدر واقعی و روحانی تَلقّی کرد 22
- 4.ارج نهادن به استاد و تجلیل از مقام علم و دانش 23
- 3.استاد را باید به عنوان پزشکِ مُعالجِ جان و روان برشمرد 23
- 5.تواضع و فروتنی در برابر استاد 24
- 6.تحمّل جور و تندروی های استاد 24
- بدان (صرف مقدّماتی) 25
- بخش دوم:صرف آسان 46
- اشاره 46
- درس اول:علم صرف 47
- درس دوّم:جامد و مشتق 48
- درس سوّم:بناء کلمات 49
- درس چهارم:صحیح،مُعتَلّ ،مهموز،مُضاعَف،سالِم،صحیح 51
- درس پنجم:فعل 53
- درس ششم:فاعل و مفعول 54
- درس هفتم:فعل: یا ثلاثی است یا رباعی و هر یکی از ثلاثی و رباعی،یا مجرد است یا مزید. 57
- درس هشتم:مضارع معلوم 59
- درس نهم:باب های ثلاثی مجرد 61
- درس دهم:أمر معلوم 62
- درس یازدهم:ماضی مجهول 64
- درس دوازدهم:مضارع مجزوم 67
- درس سیزدهم:مضاعف 71
- درس چهاردهم:مهموز 75
- درس پانزدهم:قاعده های اعلال 77
- درس شانزدهم:صرف افعال مُعتلّ 79
- درس هفدهم:ناقص 82
- درس هجدهم:مضارع منصوب 85
- درس نوزدهم:ثلاثی مزید 87
- درس بیستم:باب های ثلاثی مزید 89
- درس بیست و یکم 91
- درس بیست و دوم:رباعی 95
- درس بیست و سوم:اسم 97
- درس بیست و چهارم 100
- درس بیست و پنجم:جامد و مشتق 103
- درس بیست و ششم 105
- درس بیست و هفتم:مذکر و مؤنث 109
- درس بیست وهشتم 111
- درس بیست و نهم:معرفه و نکره 115
- اشاره 118
- بخش سوم:متون عربی 118
- الدّرس الأوَّلُ 119
- الدَّرسُ الثّانی 120
- الدَّرسُ الثّالِثُ 121
- الدرس الرّابعُ 122
- الدّرسُ الخامِسُ 124
- الدّرسُ السّادِسُ 125
- الدرس السّابِعُ 126
- الدرسُ الثّامِنُ 127
- الدّرسُ التّاسِعُ 129
- الدّرسُ العاشِرُ 130
- الدَّرسُ الْحادی عَشَرَ 132
- الدّرسُ الثّانی عَشَرَ 134
- الدّرسُ الثالِثُ عَشَرَ 136
- الدرسُ الرّابعُ عَشَرَ 138
- الدرسُ الْخامِسُ عَشَرَ 140
- الدَّرسُ السّادِسُ عَشَرَ 142
- الدَّرسُ السّابِعُ عَشَرَ 144
- الدَّرسُ الثّامِنُ عَشَرَ 146
- الدّرسُ التّاسعُ عَشَرَ 148
- الدرسُ العِشْرونَ 150
- الدَّرْسُ الحادِی والعِشْرونَ 152
- الدَّرْسُ الثّانی والعِشْرونَ 153
- الدرسُ الثّالِثُ والعِشْرونَ 155
- الدَّرْسُ الرّابعُ وَالعِشْرونَ 157
- الدّرسُ الْخامِسُ والعِشْرونَ 159
- الدَّرسُ السّادِسُ والعِشْرونَ 160
- الدَّرسُ السّابعُ والعِشرُونَ 162
- الدَّرْسُ الثّامِنُ والعِشْرونَ 163
- الدَّرسُ التّاسَعُ وَالعِشْرونَ 165
- الدَّرسُ الثّلاثونَ 167
- الدَّرسُ الْحادِی والثّلاثونَ 169
- الدّرسُ الثّانی وَالثّلاثونَ 171
- الدَّرسُ الثّالثُ وَالثَّلاثُونَ 173
- الدّرسُ الرّابِعُ والثَّلاثونَ 175
- الدَّرسُ الخامِسُ والثَّلاثونَ 176
- الدَّرسُ السّادِسُ والثَّلاثونَ 178
- الدَّرْسُ السّابِعُ وَالثَّلاثُونَ 179
- الدَّرْسُ الثّامِنُ والثَّلاثونَ 180
- الدَّرْسُ التّاسِعُ والثَّلاثونَ 182
- الدَّرسُ الأَرْبَعُونَ 184
- الدَّرسُ الْحادی والأَرْبَعونَ 186
- الدّرسُ الثّانی والاَرْبَعونَ 188
- الدّرسُ الثّالثِ والاَرْبَعونَ 190
- الدّرْسُ الرّابعُ والأرْبَعونَ 191
- الدَّرْسُ الخامِسُ والأَرْبَعونَ 192
- الدّرسُ السّادِسُ والاَرْبَعونَ 194
- الدَّرْسٌ السّابَعُ والاَرْبَعونَ انَّ لِلْعاَلمِ خَالِقاً (1) 196
- الدّرسُ الثّامِنُ والاَرْبَعونَ انَّ للعالَمِ خالِقاً (2) 197
- الدَّرْسُ التّاسِع والاَرْبَعونَ هَلْ نَحْنُ مُسْلِمُونَ ؟ (1) 198
- الدَّرْسُ الخَمْسونَ هَلْ نَحْنُ مُسْلِمُونَ ؟ (2) 199
- نمونه های تجزیه و تحلیل صرفی 200
- نمونه های تجزیه و ترکیب نحوی 201
لازم فعلی است که بر خودِ فاعل انجام می شود،مثل:جَلَسَ مُحَمَّدٌ (محمد نشست).
متعدّی فعلی است که فاعل آن را بر مفعول انجام می دهد, مثل ضَرَبَ عَلِیٌّ حَسَناً (علی حسن را زد).
برای تشخیص آسان لازم و متعدّی از یک دیگر, می شود از این راه استفاده کرد:فعلی که یکی از این دو سؤال, (چه کسی را؟) یا (چه چیزی را؟) را برای ما ایجاد کند, متعدّی می باشد.مثلاً:وقتی کسی به ما بگوید:ضَرَبَ زَیْدٌ (زید زد) و سکوت بکند،از او سؤال خواهیم کرد که (چه کسی را زدی؟)،ولی اگر فعلی یکی از این دو سؤال را برای ما ایجاد نکند،لازم است.مثلاً:کسی به ما بگوید حَسُنَ زَیدٌ (زید نیکو شد) و سکوت کند،دیگر از او سؤالی نخواهیم کرد.
صیغه های فعل
فاعل یا نائب فاعل:یا غایب است،یا مخاطب،یا متکلّم.
غایب آن است که از او گویند, مثل ضَرَبَ (وی زد) و یا ضُرِبَ (وی زده شد) و مخاطب, شنونده را گویند, مثل:ضَرَبْتُ (تو زدی) و یا ضُرِبتَ (تو زده شدی) و متکلم, گوینده را گویند, مثل:ضَرَبتُ (من زدم) و ضُرِبتُ (من زده شدم).
غائب یا مخاطب: یا مذکر (مرد) است،یا مؤنث (زن). مذکر, مثل:ضَرَبَ (زد وی مرد)و مؤنث،مثل:ضَرَبَتْ (زد وی زن).
وهم چنین غایب و مخاطب: یا مفرد است،یا مُثنی،یا جمع. مفرَد یکی را گویند مثل ضَرَبَ (یک مرد زد)، مُثنی, دویی را گویند, مثل:ضَرَبَا (زدند دو مرد)و جمع بیش از دو را گویند،مثل:ضرَبوا (زدند آنها مردان).
متکلّم:یا مفرد است،یا غیر مفرد, مثل:ضرَبتُ (زدم من مرد یا زن) و ضَرَبْنا (زدیم ما مردان یا زنان).
هرکدام از این شکل ها را «صیغه» می گویند:مثلاً ضَرَبَ-صیغهْ مفرد مذکر غائب،ضَرَبتا صیغهْ مثنی مؤنث غائب،ضَرَبُوا, صیغهْ جمع مذکر غایب.