بدایه المبتدی جلد 2 صفحه 91

صفحه 91

جواب:هفده حرفند که هر یک از آنها اگر بر سرِ اسمی درآید،آن را«مجرور»می سازد و در علم نحو،به آنها«حروف جرّ»گویند،مثل:فِی الدّارِ،اِلَی الْمَدِینَهِ...

سؤال:حروفِ جرّ کدامند؟

جواب:حروفِ جرّ عبارتند از:

باءُ تاءُ کافُ لامُ واوُ مُنْذُ مُذْ خَلا رُبَّ حَشَا مِنْ عَدَا فِی عَنْ عَلی حَتّی الی

*جارّ و مجرور متعلِّق و وابسته به«فعل»یا«شبه فعل»است مثل:

1.دَخَلْتُ فِی الْبَیتِ،که در این مثال«فی الْبَیتِ»جار و مجرور بوده و متعلِّق به«دَخَلْتُ»می باشد.

2.هُوَ دَاخِلٌ فِی الْبَیتِ،که در این مثال:«فی الدّار»متعلِّق به«داخِلٌ»که«شبه فعل»است می باشد.

*گاهی جارّ و مجرور متعلّق به فعل مقدَّر است،مثل:عَلِی فِی الدَّارِ.در این مثال«فی الدَّار»متعلِّق به فعل مقدَّر است.غالباً دراین گونه موارد،افعالِ عموم(کَانَ،ثَبَتَ،حَصَلَ،اِسْتَقَرَّ...)در تقدیر هستند.

سؤال:معانی حروفِ جرّ چیست؟

جواب:مهم ترین معانی حروفِ جرّ عباتند از:

1.معانی«با»:

1.استعانت(کمک گرفتن)،مثل:کَتَبْتُ بِالْقَلَمِ(به کمکِ قلم نوشتم).

2.سببیت،مثل:فَأَخَذَهُمُ اللهُ بِذُنُوبِهِمْ(خداوند آنها را به سبب گناهنشان فرو گرفت).

3.تَعدِیه،مثل:ذَهَبْتُ بِزَیدٍ(زید را بردم).

4.زائده،مثل:اَنْتَ لَسْتَ بِمُعَلِّمٍ(تو معلّم نیستی)،کَفَی بِاللهِ شَهِیداً(خداوند از نظر گواه بودن بسنده است).

2.معانی«مِنْ»:

1.ابتدای غایت مثل:سِرْتُ مِن مَکَّهَ الی الْمَدِینَهِ(از مکه به سوی مدینه رهسپار شدم).

2.تبعیض مثل:أَخَدْتُ مِنَ الدَّرَاهِمِ(بعضی از درهم ها را گرفتم).

3.بیانِ جِنس مثل:اشْتَرَیتُ خَاتَماً مِنْ ذَهَبٍ(انگشتری از جنس طلا خریدم).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه