شناخت نامه حضرت خدیجه علیها السلام جلد 3 صفحه 106

صفحه 106

سال خورده بود خداوند زن جوانی به تو داده است!»

اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) با شنیدن این سخن (که اهانت ضمنی به مقام خدیجه (علیها السلام) شده بود) سخت خشمگین شد. من از گفته ام پشیمان شدم و با خدا عهد کردم که اگر خشم پیامبر را فرو نشاند، دیگر بار هرگز چنان سخنی را تکرار نکنم.

در این هنگام اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به من فرمود: «چگونه این سخن را گفتی؟ سوگند به خدا، خدیجه هنگامی به من ایمان آورد که همۀ مردم کافر بودند. مرا هنگامی پناه داد که همه مرا ترک و طرد کرده بودند. مرا هنگامی تصدیق نمود که همه تکذیب می کردند و از او دارای فرزندانی شدم؛ در حالی که شما زنان دیگر، مرا از داشتن فرزند محروم گرداندید.»(1)

جالب این که در ذیل این روایت آمده، عایشه گفت: «فَغَدا وَراحَ عَلَیَّ بِها شَهْراً؛ پیامبر شبانه روز، یک ماه تمام این سخن را به من می گفت.»

عایشه گوید: روزی در نزد پیامبر، خدیجه را تحقیر کرده و او را «خُدیجه» (زن کوچک) خواندم. پیامبر بسیار خشمگین شد و به من هشدار سخت داد تا دیگر تکرار نکنم.(2)

7. اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) تا آخر عمر با دوستان خدیجه (علیها السلام) رابطۀ دوستی داست و به آنها محبّت می کرد، تا جایی که هر گاه گوسفندی ذبح می کرد، برای آنها می فرستاد.

او خاطرۀ پر مهر حضرت خدیجه (علیها السلام) را تجدید می نمود و دل او را شاد می کرد.(3) در این مورد، انس بن مالک می گوید: «وقتی که برای پیامبر هدیه می آوردند، می فرمود: این هدیه را به خانۀ فلان بانو ببرید؛ زیرا او دوست خدیجه بود و به خدیجه علاقه داشت.»(4)

و از امّ رومان نقل شده: «خدیجه همسایه ای داشت. سفارش او را به پیامبر کرده بود. از آن


1- . مجلسی، محمّدباقر، بحار الأنوار، ج 16، ص 12؛ اربلی، ابوالحسن علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفه الائمه، ج 2، ص 79.
2- . عمادزاده، حسین، زندگی فاطمه الزّهرا، ص 33.
3- . ابن اثیر جزری، علی بن محمّد، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج 5، ص 438.
4- . نمازی شاهرودی، شیخ علی، مستدرک سفینه البحار، ج 2، ص 217.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه