عرفان اسلامی جلد 5 صفحه 12

صفحه 12

حضرت ابراهیم علیه السلام و نماز

ابراهیم خلیل که از او به عنوان قهرمان توحید و پیامبر بت شکن یاد می شود،به فرمان الهی،هاجر و اسماعیل را حرکت داد و به دلالت حضرت حق راه پیمود،تا به جایگاه کعبه رسید؛آن طفل شیرخوار و مادرش را بنا به خواست خدا،در آن سرزمین بی آب و علف با مختصری طعام و پیمانه ای از آب پیاده کرد.

سپس از همسر مهربان خود خداحافظی کرد و ارادۀ باز گشت نمود؛در این وقت، هاجر دامن ابراهیم را گرفت و عرضه داشت:چرا می روی و به کجا می روی و به کجا خواهی رفت ؟ ما را در این دشت هولناک و زمین بی آب و علف به که وامی گذاری؟!

ابراهیم،زاری هاجر را ندیده گرفت و با آرامشی که خاص مردان خداست به هاجر گفت:این که تو و این طفل گرسنه را در این بیابان می گذارم،فرمان خداست.

هاجر چون این آهنگ گرم و دلپذیر را شنید به جای خویش بازگشت و در برابر حکم حکیمانۀ حق تسلیم شد و پیش خود گفت:اگر ماندن من با این کودک در این بیابان وحشت زا فرمان خداست،باک ندارم؛زیرا او حافظ و نگهبان من و کودک من است.

حاجت به عرض حاجت و اظهار حال نیست***آنجا که جود اوست مجال سؤال نیست

از پیشگاه عشق مثالی رسیده است ***جستم زعقل چاره به جز امتثال نیست

دل دادهایم سر به کمندت نهاده ایم***سر را مجال از تو و دل را ملال نیست

سرتاسر جهان همه دشمن اگر بود*** ما را به غیر دوست، کسی در خیال نیست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه