عرفان اسلامی جلد 5 صفحه 126

صفحه 126

روشن کرد و به این مسئله توجه نمود که من همان جوان فقیر و بدبختم،من همان خارکن مسکین و دردمندم،من همانم که مردم عادی حاضر نبودند سلامم را جواب بدهند،من همان گدای دل سوخته ام که از تهیۀ قرص نانی جوین و پارچه ای کهنه عاجز بودم،من همان پریشان عاجز و بینوای مستمندم ! ! چون قدم در بارگاه شه نهاد***آمدش از روزگار خویش یاد

روزگار ذلت و پستی خویش***بینوایی و تهیدستی خویش

روزهای گرم و آن هیزم کشی*** شام های سرد و آن بی آتشی

پادشاهی از پس هیزم کشی ***از پس آن ناخوشی ها این خوشی

زین تفکّر روزنی بر دل گشاد ***نوری از آن روزنش بر دل فتاد

فکرت آمد قفل دلها را کلید*** در گشاید چون کلید آمد پدید

فکرت آمد همچو باران بهار***ساحت دلها بود چون کشتزار

زین سبب گفت آن رسول سرفراز*** فکر یک ساعت بِهْ از سالی نماز

بلکه باشد بهتر از هفتاد سال*** این سخن مهمل ندانی ای همال

آری،جوان بر اساس آیات الهی به فکر فرو رفت.اندیشه در امور درون انسان ایجاد قدرتی می کند که آدمی با آن قدرت می تواند از صفحۀ خاک به عالم پاک پرواز کند.اندیشه در امور،انسان را از ذلّت به عزّت،از پستی به بلندی،از مذلّت به رفعت،از جهنّم به بهشت می برد.

اندیشه در امور،عالی ترین حال الهی است که به انسان دست می دهد و بهترین کمک برای انسان جهت رهایی از هلاکت و حرکت به سوی سعادت است.

آری،فکر کرد که من همان خارکنم که بر اثر عبادت و طاعت ریایی به این مقام رسیدم،آه بر من،حسرت و اندوه بر من،اگر به عبادت حقیقی و طاعت خالص اقدام می کردم چه می شدم ؟ ! !

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه