عرفان اسلامی جلد 5 صفحه 127

صفحه 127

پس دل بیهوش او آمد به هوش***گفت در گوش دلش آنگه سروش

کانچه می بینی زعزّ و مال و جاه*** وصل معشوق و نیاز پادشاه

قیمت کالای روی اندود توست*** اجرت سعی غرض آلود توست

هیچ کاری نزد ما بی اجر نیست*** هیچ صبحی نه که او را فجر نیست

گرچه کالای تو بس نابود بود*** لیک نزد ما کجا مردود بود

خویشتن را وانمودی آن ما*** آن ما کی رفته بی احسان ما

گر نه از ما بودی اما ای فتی ***پیش مردم خویش را خواندی زما

هین بگیر این مزد صورت کاریت*** این ثواب و اجر ظاهر داریت

در غوغای دربار،چشم دیگر خارکن باز شد،جمال دوست در آیینه دلش تجلی کرد،با قدم اراده و عزم استوار،پای از دربار بیرون گذاشت و از کنار آغوش آن پری وش کناره گرفت و برای آراستن وجودش به علم و عمل واقعی به سوی زیبای مطلق به حرکت آمد.

وقتی نماز میان تهی و الفاظ بی معنا و نیت آمیخته با شائبۀ ریا،این گونه برای حل مشکل مدد کند،نماز واقعی و عبادات خالصانه و طاعت بی ریا چه خواهد کرد ؟

با چهل روز نماز به مقام ملکوتی رسید

مرقد مطهر حضرت ثامن الائمه علیه السلام،نیازمند به مسجدی آبرومند،جهت عبادت زائران و طاعت مطیعان و تدریس مدرسان بود.

قرعۀ این فال الهی به نام خانمی دیندار و آگاهی دلسوز،موسوم به گوهرشاد خانم همسر شاهرخ میرزا افتاد.

او تمام خانه ها و زمین های اطراف را جهت ساختن مسجد خرید،تنها یک

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه