عرفان اسلامی جلد 5 صفحه 138

صفحه 138

می جوشد به سرعت آمادۀ طهارت و نماز شدم،چون پشت سرش ایستادم گویا محرابی برای من ممثل شد و می دیدم هرگاه به آیه ای می گذشت که در آن وعد یا وعید بود،با ناله و آه آن را تکرار می کرد؛چون تاریکی شب به نهایت رسید،از جای برخاست و گفت:

یٰا مَنْ قَصَدَهُ الضّٰالُّونَ فَاَصٰابُوهُ مُرْشِداً وَ امَّهُ الْخٰائِفُونَ فَوَجَدُوهُ مَعْقِلاً وَ لَجَأَ الَیْهِ الْعٰابِدُونَ فَوَجَدُوهُ مَوْئِلاً مَتیٰ رٰاحَهُ مَنْ نَصَبَ لِغَیْرِکَ بَدَنُهُ وَ مَتیٰ فَرَحَ مَنْ قَصَدَ سِوٰاکَ بِهِمَّتِهِ الٰهی قَدْ تَقَشَّعَ الظُّلٰامُ وَ لَمْ اقْضِ مِنْ خِدْمَتِکَ وَطَراً وَ لا مِنْ حِیٰاضِ مُنٰاجٰاتِکَ صَدَراً صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بی اوْلَی الْاَمْرَیْنِ بِکَ یٰا ارْحَمَ الرّٰاحِمینَ.

ای کسی که گمراهان او را برای هدایت قصد می کنند و ترسوها به او اقتدا کرده و او را پناهگاه می یابند و عابدان به او پناه برده و او را ملجأ انتخاب می کنند.کجا راحتی دارد کسی که خود را برای دیگری صرف کند و کجا خوشی دارد کسی که غیر تو را نیت کند.خداوندا! تاریکی همه جا را فرا گرفته و من نه در قبال تو خدمتی کردم و نه از چشمۀ مناجات تو بهره ای بردم،درود بفرست بر محمد و آل محمد و انجام بده برای من سزاوارترین این دو امر را،قسم به تو ای مهربان ترین مهربانان.

حماد بن حبیب می گوید:این وقت ترسیدم که مبادا شخص او از من ناپدید شود و اثر امرش بر من پوشیده ماند،پس دامنش را گرفتم و عرضه داشتم تو را به آن کسی که در عبادت رنج و تعب و ملال و خستگی را از تو گرفته و لذت رهبت را در کامت نهاده بر من رحمت آر و مرا در گلستان مرحمت و عنایتت جای ده که من مردی ضال و گم گشته ام و آرزو دارم که هماهنگ تو شوم و گفتار تو را پیروی کنم،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه