عرفان اسلامی جلد 5 صفحه 142

صفحه 142

فریفتۀ دنیا مشو و خویشتن را دریاب و ساختۀ مرگ باش و اعداد زاد و راحله کن که سفری بس دراز در پیش داری.گفتم:ای اویس ! ارادۀ کجا داری ؟ گفت:در طلب من خویش را به زحمت میفکن و نشان مکان من مجوی.گفتم:معیشت تو چگونه باشد ؟ گفت:اُف باد بر این دل ها که شک بر آن ها غالب است و پند نپذیرد.

دیگر بار از او تمنای وصیت کردم.گفت:تا توانی در تحصیل معرفت سعی کن و برای یافتن حقیقت کوشش نمای که لحظه ای از پروردگار غافل نباشی که اگر خدای را به عبادت آسمانیان و زمینیان پرستش کنی تا به او یقین نداشته باشی از تو پذیرفته نخواهد شد.گفتم:چگونه باورش کنم ؟ گفت:ایمن باشی بدانچه تو را موجود است و در پرستش او به چیز دیگر مشغول نباشی.

این بگفت و روانه شد و من از قفای او همی نگریستم و همی گریستم تا از نظر من غایب گشت و دیگر کسی او را دیدار نکرد تا زمانی که علی علیه السلام آهنگ جنگ با معاویۀ ستم پیشه کرد،آن وقت در لشکرگاه حاضر شد و به ملازمت مولای عارفان درآمد.علی علیه السلام به قدوم او شاد خاطر گشت.در رکاب امیر المؤمنین علیه السلام به جهاد و پیکار در راه خدا برخاست تا به فیض عظیم شهادت در راه دوست نایل آمد.

این مرد بزرگ الهی و تربیت شدۀ مکتب رسول اسلام صلی الله علیه و آله و فیض گرفته از امیر مؤمنان در معرفت و شناسایی حضرت رب العزه به جایی رسیده بود که بعضی از شب ها را به رکوع بسر برد و برخی از شب ها را به سجود به پایان رساند.به او گفتند:این چه زحمت است که بر خود می داری ؟ گفت:این راحت من است.ای کاش از ازل تا ابد یک شب بودی و من به یک رکوع یا به یک سجود به پایان می بردمی و این به این خاطر می کنم که شاید مثل آسمانیان خدا را پرستش کرده باشم.

به قول الهی قمشه ای آن بلبل گلستان عشق:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه