عرفان اسلامی جلد 5 صفحه 185

صفحه 185

افتاد که مقداری صابون ساخته و برای خشک شدن بر بام خانه ریخته اگر این باران ببارد،وضع صابون چه خواهد شد ؟ در این حال بود که ناگهان صدای حضرت حجت حق برخاست که صابونی را برگردانید که با این حال،لایق دیدار ما نیست ! !

اینجا که پیشگاه عبدی از عباد صالح خدا بود،زائر را به خاطر داشتن دو حال نپذیرفتند،آه و حسرت اگر انسان برای نماز در محضر حق حاضر شود و رو به قبله آرد ولی دلش از قبلۀ حقیقی غافل و به هزار جا غیر از پیشگاه حضرت محبوب مایل باشد.

آری،چون به طرف قبله ایستادی،توجه داشته باش که در دریای بی نهایت در بی نهایت کرم،لطف،عنایت،محبت،وفا و غفران غرق هستی و معنا ندارد با رسیدن به غنای محض و رحمت صرف،باز قلبت رو به دنیا و اهل دنیا داشته باشد !

برخیز تا نهیم سر خود را به پای دوست***جان را فدا کنیم که صد جان فدای دوست

در دوستی ملاحظه مرگ و زیست نیست*** دشمن را به از کسی که نمیرد برای دوست

حاشا که غیر دوست کند جا به چشم من*** دیدن نمی توان دگری را به جای دوست

از دوست هر جفا که رسد جای منت است*** زیرا که نیست هیچ وفا چون جفای دوست

با دوست آشنا شده بیگانه ام ز خلق*** تا آشنای من نشود آشنای دوست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه