عرفان اسلامی جلد 5 صفحه 208

صفحه 208

حق او را معیوب گرداند به مخالفات و عصمت آن باشد که بنده را از بنده بستاند تا در او قدرت خلاف کردن نماند.

و چون بنده فانی گشت از آنچه او راست باقی گردد به آنچه حق راست،چون این بقا از پس فنا پدید آید درست گردد که آن فنا حق بوده و بنده در آن فنا محمود بوده و آن فنا از غلبات حق بوده است و چون صفت فنا پدید آید از صفات خویش و فنا پدید نیاید به صفات حق،آن هواجس نفس باشد یا وساوس شیطان.

و برترین مقام آن باشد که بنده را نه بلا و نه نعمت از حق مشغول نگرداند و به هیچ وقت خدا را فراموش نکند و چون یاد او کند در وقت یاد کردن او،همۀ هستی را مقدار نماند،خلاف کردن را راه کجا ماند.

کسی کو غایب از تو یک زمان است***در آن دم کافه است اما نهان است

اگر خود غایبی پیوسته باشد*** در اسلام بر وی بسته باشد

حضوری بخش ای پروردگارم ***که من غایب شدن طاقت ندارم(1)

و باید که در عبادات مراد خویش نطلبی تا از حظ خویش فانی باشی،لکن بزرگداشت امر حق نگری تا به حق باقی باشی.

و در معاملات به آمد خویش نجویی،تا از حظ خویش فانی باشی،لکن به آمد خلق نگری تا به حظ غیر باقی باشی و باید که در سر بنده چندان بزرگداشت حق پدید آید که او را فراغت شغل غیر حق نماند.

و چون بنده فانی گردد از حظوظ خویش و فانی گردد از دیدن ذهاب حظوظ و فانی گردد از دیدن و نادیدن ذهاب حظوظ،باقی گردد به دیدن آنچه از حق است و آنچه حق راست،داند که من او را ام و همه کون او راست و مالک در ملک خویش هر چه خواهد کند،چون این بدید همه خصومت و منازعت از میانه برخیزد.

و بداند هر چه از حق آید همه حق است و جز موافقت،روی ندارد و خلاف از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه