عرفان اسلامی جلد 5 صفحه 215

صفحه 215

را بتوان وصف نمود که:

کَمٰالُ التَّوْحیدِ نَفْیُ الصِّفٰاتِ عَنْهُ (1).

حد اعلای توحید نفی صفات (زائد بر ذات) از اوست.

و این مرتبۀ معرفت مقربان است که هر چه مشاهدۀ جبروت الهیه بیشتر نمایند، عجز و حیرت بیشتر می افزایند،چنانچه مضمون:«أللّهُمَّ زِدْنی فیکَ تَحَیُّراً».

بر این معنا ناطق و شاهدی صادق است،پس از برای ذات هیچ صفتی را نفی و اثبات نتوانند و علاوه چون معرفت کنه ذات ذو الجلال ممتنع و محال است و از طرفی بندگان مکلف به تحصیل معرف اللّه اند،پس معرفت به وجه باید به هم رسانند و معرفت به وجه از معرفت افعال و صفات و اسما و تفسیر آیات حاصل شود،این است که به لسان حال،پنج صفت از صفات جمالیه و جلالیۀ حضرت ذو الجلال را بیان می نماید.

1-واحدیت که اشاره به وحدت ذات است که در آن مرتبۀ شائبه هیچ نحو تعدد و تکثر و ترکیب متصور نیست؛پس به رفع ید یمنی اشاره به این مطلب می کند، چون واحد اسم فاعل است و به معنای ثبوت می باشد:«ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الْوَحْدَه».

و بر این اساس واحد اشاره به وحدت ذات مقدس حضرت ربوبیت است.

سحرگاهی شدم سوی خرابات***که رندان را کنم دعوت به طامات

عصا اندر کف وسجاده بردوش*** که هستم زاهدی صاحب کرامات

خراباتی مرا گفتا که ای شیخ*** بگو تا خود چه کار است از مهمات

بدو گفتم که کارم توبه توست*** اگر توبه کنی یابی مکافات

مرا گفتا برو ای زاهد خشک*** که تر گردی زدردی خرابات


1- 1) -التوحید:56،باب 2،حدیث 14؛بحار الأنوار:284/4،باب 4،حدیث 17.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه