عرفان اسلامی جلد 5 صفحه 353

صفحه 353

1- 1)- مواعظ، سعدی شیرازی.

2- 2)- سعدی.

رحم کند و به طریق وعظ و نصیحت از روی لطف و ملایمت،ایشان را به راه راست خواند و از هرکه معصیتی صادر گردد،چنانکه داند که از او واقع شده-مهما امکن - در ازالۀ او بکوشد از روی شفقت که مبادا متعرض سخط الهی گردد و بر عاصیان و درماندگان به چشم رحمت نگرد،نه به دیدۀ خواری و ذلّت.

در اخبار آمده که روزی عیسی علیه السلام با جمعی از حواریان به راهی می گذشت، ناگاه گناه کاری و تباه روزگاری که در آن عصر به فسق و فجور معروف و مشهور بود ایشان را بدید،آتش حسرت در سینه اش افروخته گشت،آب ندامت از دیده اش روان شد،از صفای وقت عیسی علیه السلام و مصاحبان او بر اندیشید،تیرگی روزگار و تاریکی حال خود را معاینه دید،آه جگرسوز از دل پر خون برکشید و با زبان حال گفت:

یا رب که منم دست تهی چشم پر آب***جان خسته و دل سوخته و سینه کباب

نامه سیه و عمر تبه، کار خراب ***از روی کرم به فضل خویشم دریاب

پس با خود اندیشه کرد که هر چند در همۀ عمر قدمی به خیر برنداشته ام و با این آلودگی قابلیت همراهی پاکان ندارم،اما چون این قوم دوستان خدایند،اگر به موافقت ایشان دو سه گامی بروم ضایع نخواهد بود،پس خود را سگ اصحاب ساخت و بر پی آن جوانمردان فریادکنان می رفت،یکی از اصحاب باز نگریست و آن شخص را که به نابکاری و بدکاری شهره شهر و دهر بود دید که بر عقب ایشان می آید گفت:یا روح اللّه ! ای جان پاک ! این مرده دل بی باک را چه لایق همراهی ماست و بودن این پلید ناپاک در عقب ما در کدام طریق رواست ؟ ای عیسی ! او را بران تا از قفای ما بازگردد که مبادا شومی گناهان او در ما رسد.عیسی علیه السلام متأمل شد تا به آن شخص چه گوید و به چه نوع عذر او را خواهد که ناگاه وحی الهی در رسید که:یا روح اللّه ! یار با عُجب و پندار خود را بگوی تا کار از سر گیرد که هر عمل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه