عرفان اسلامی جلد 5 صفحه 42

صفحه 42

واقعی عالم با چشمی غیر از همه چشم ها به نماز می نگریستند.

آنان با نماز رفتاری عاشقانه و ربطی عارفانه و پیوندی آگاهانه داشتند؛نماز چشم و چراغ آنان و روشنی قلب و دل آن سرباختگان کوی محبوب بود؛آنان بدون نماز زندگی نمی کردند و بی نماز زنده نبودند و منهای نماز حرکت نداشتند.

جهان را بی نماز نمی خواستند و برای ره بردن به عالم ملکوت راهی جز نماز نمی دانستند و محصول و میوۀ هستی را در نماز می دیدند.

در برابر نماز از خود بی خود می شدند و به هنگام ورود به نماز سر و جان نمی شناختند و تنها مستی و وجد و شور و سماع آنان از نماز بود.

آنان با نماز جان و دل می آراستند و نفس خود با نماز از رذایل پاک می کردند و وقت نماز از خود بی خود می شدند و در مقدمۀ نماز به مستی کامل فرو می رفته و با زبان حال به محضر حضرت جانان عرضه می داشتند:

ما را سفری فتاد بی ما***آنجا دل ما گشاد بی ما

آن مه که ز ما نهان همی شد***رخ بر رخ ما نهاد بی ما

ماییم همیشه مست بی می*** ماییم همیشه شاد بی ما

درها همه بسته بود بر ما ***بگشود چو راه داد بی ما

«1» ماییم ز نیک و بد رهیده ***از طاعت و از فساد بی

بیایید آن طور که قرآن مجید فرموده به نماز بنگریم،یعنی نماز را در رأس تمام احکام حضرت دوست ببینیم.

دوست به ما اجازه داده تا به وسیلۀ نماز به محضر مبارک او و پیشگاه قدس و کوی پاکش مهمان شویم و گرنه ما که بی نهایت در بی نهایت کوچکیم کجا و پیشگاه آن جناب که بی نهایت در بی نهایت عظیم است کجا ؟ !

این که حضرت ذو الجلال از ما انسان ها نماز خواسته،دلیل بر کمال عشق

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه