عرفان اسلامی جلد 5 صفحه 66

صفحه 66

امام صادق علیه السلام می فرماید:

پیرمردی را در قیامت حاضر می کنند،سپس پروندۀ او را به دستش می دهند، پرونده به صورتی است که مردم آن را می بینند و در آن جز بدی های او را نمی نگرند؛این برنامه به طول می انجامد تا پیرمرد به حضرت حق می گوید:امر می کنی که مرا به آتش ببرند ؟ خطاب می رسد:ای پیرمرد ! من حیا می کنم که تو را عذاب کنم در حالی که در دنیا برای من نماز خواندی،ای ملائکۀ من ! بندۀ مرا به بهشت ببرید (1).

این عبد مسکین و شرمندۀ مستکین و افتادۀ ناتوان در مقام مناجات با حضرت قاضی الحاجات چنین عرضه داشته ام:

ای کرمت یاور افسردگان***زنده به یادت دل دل مردگان

تیره شبم نور تو روشن کند*** خاک مرا عشق تو گلشن کند

ای تو شفای دل مجروح من*** پاکی جان منی و روح من

هست دو دستم به گدایی دراز*** سوی تو ای با کرم بی نیاز

چشم امیدم به کرامات توست*** روی دلم سوی عنایات توست

روشنی ظلمت دل نور توست*** دل که ز الطاف تو مخمور توست

هست به درگاه تو فریاد من*** لطف تو گیرد ز عدو داد من

صافتر از آینه کن جان من*** جان من و مذهب و ایمان من

باز کن از عشق دری بر دلم*** تا که شود مهر رخت حاصلم

روز و شبم مونس و همدم تو باش*** راه نجات از الم و غم تو باش

خاک درت بستر جان من است ***مرحمت و لطف تو خوان من است


1- 1) -الأمالی،شیخ صدوق:37،المجلس العاشر،حدیث 2؛روضه الواعظین:498/2،مجلس فی ذکر القیامه؛بحار الأنوار:204/79،باب 1،حدیث 4.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه