عرفان اسلامی جلد 6 صفحه 105

صفحه 105

در آسمان ملکی است به نام حزقائیل دارای هیجده هزار بال پر قدرت،ما بین هر بال او تا بال دیگر پانصد سال راه ملکوتی است.

روزی به خاطرش گذشت آیا در فوق عرش چیزی هست،خداوند قادر بال های او را دو چندان کرد و به او امر به پرواز فرمود،آن ملک راه پریدن گرفت بیست هزار سال به سال های ملکوتی پرید بجایی نرسید،باز بال ها و قدرت او مضاعف شد و به امر حق به پریدن ادامه داد،سی هزار سال ملکوتی دیگر پرید ولی به سر یک ستون از ستون های بی شمار عرش نرسید،خداوند عالم به او وحی کرد اگر تا قیامت دنبال پریدن خود را ادامه دهی به آخر یک قائمه عرش نخواهی رسید، ناگهان ملک فریاد زد:

سُبْحٰانَ رَبِّیَ الْأعْلیٰ وَ بِحَمْدِهِ (1).

آری،در برابر چنین خدای با عظمتی که صاحب عرش و فرش و لوح و قلم و کرسی و هفت آسمان و میلیاردها میلیارد ملائکه و جن و انس و بحر و بر و موجودات ذره بینی و غیر ذره بینی است سجده تواضع و ذلت کن،سجده کسی که در نهایت خضوع و خشوع است و توجه به این نکته دارد که از خاک آفریده شده همان خاکی که قبل از جسم شدن برای او فرش زیر پای انواع حیوانات و مخلوقات بود.

در سجده به مواد خلقت خود توجه کن و بیدار باش همان طور که از خاک آفریده شدی به خاک بازگشته و در قیامت از خاک بدر خواهی شد،تا کبر و نخوتت بخاک رود و باد عجب و خودبینی از دماغت بیرون شود !


1- 1) -روضه الواعظین:47/1،مجلس فی العجائب؛بحار الأنوار:34/55،باب 4،حدیث 54.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه