عرفان اسلامی جلد 6 صفحه 117

صفحه 117

تو که دارای این همه معبود باطلی،تو که در جنب حضرت او این همه شریک بی جان و با جان گذاشته ای،چگونه می گویی:«أشْهَدُ أنْ لٰا إلٰهَ إلّا اللّهُ وَحْدَهُ لٰا شَریکَ لَهُ».

اگر کسی به حقیقت بخواهد بگوید:«أشْهَدُ أنْ لٰا إلٰهَ إلّا اللّهُ وَحْدَهُ لٰا شَریکَ لَهُ».

باید تمام معبودهای باطل را عملاً نفی کند و از این جهت به فضای با عظمت آزادی و استقلال کامل برسد،به فضای باز و آزادی که عقل از شوائب و اسارت نسبت به جادوگری مکتب های ضد خدا و روح از حالات شیطانی و نفس از رذایل اخلاقی و قلب از نفاق و ریا و عمل از گناه و معصیت به تمام معنی آزاد گردند و این همه با تمام وجود تسلیم خدای واحد بی شریک شده و در مدار بندگی حضرت او به گردش آیند.

شما روایات وارده در اصول معتبره را به دنبال آیات قرآن مجید دقت کنید که اولیای دین تمام اعمال عبادی بنی امیه و کارگزارانشان و بنی عباس و عمالشان و هر طاغوتی با دستیارانشان را با کمال شدت باطل اعلام کرده اند و عاقبت آنان را عاقبتی شوم و پایان کارشان را جهنم می دانند،چرا که در تشهّد نماز شهادت به حق و وحدانیت و بی شریکی او می دادند ولی در جنب عبادت و اطاعت و مالکیت حضرت حق،بنی امیه و بنی عباس و طاغوت های گوناگون عبادت و اطاعت می کرده و برای آنان حق مالکیت بر نفوس و اعراض قائل بودند.

در حالی که حق عبادت و اطاعت و مالکیت انحصاری است و آن هم مخصوص به ذات اقدس احدیت و خداوند بدون ضد و ند و بی شریک است.

رعایت این حقوق به طور قطع با اقرار تنهای زبان میسر نیست،تحقق این حقوق

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه