عرفان اسلامی جلد 6 صفحه 310

صفحه 310

کسی که به مردم عطا کند آنچه را خود از مردم برای رفع حوائج و نیازمندی هایش می خواهد و مردی که دست و پا حرکت ندهد مگر این که بداند در طاعت یا معصیت خداست و مردی که برادرش را عیب نگوید تا آن عیب را از خودش دور کند.

خلاصۀ این حکمت ها این بود که انسان ظرف کرامت،درستی،فضیلت،علم، هدایت و حقایق و فیوضات الهیه است و باید خود را با تصفیه از گناه و آلودگی تجلی گاه این واقعیات کند و این چند روزه محدود عمر را به فساد و تباهی و آلودگی و عیش و نوش و غفلت و جهل از دست ندهد.

عارف بزرگوار،خواجوی کرمانی می گوید:

مباش غره بدین پنج روز نقد حیات ***که عمر بر سر پایست و چرخ بر سر کار

زبان سوسن آزاد از آن دراز آمد***که همچو بلبل بیدل نمی کند گفتار

مجاوران زوایای عالم ملکوت ***ندا دهند تو را بالعشی والابکار

که تا برون نروی زین مضیق جسمانی*** چگونه بار دهندت به صدر صفه یار

گرت به مهره فریبد زمانه چون افعی*** بدین فسون مشو ایمن زمهره بازی مار

ترا چو سرو به آزادگی برآید نام ***چو نرگس ار ننهی دیده بر زر و دینار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه