عرفان اسلامی جلد 6 صفحه 314

صفحه 314

آن و پیروان اویند.

جام جهان نمایش نیز خوانند،چرا که اسرار هستی در او پیدا و عالم کون و فساد بر رأی صائبش هدیه است.

و اکسیر اعظمش گویند،چرا که اکسیروار وجودش کمیاب و نحاس قلب اهل حواس از مساسش زرناب است.

گوگرد احمرش نیز خوانند که وجدان وجودش مشکل و طالبان کیمیای معرفت را از عدم تحصیلش خون در دل است.

هادیش لقب کرده اند که گم گشتگان در بی خبری و غفلت را به شهرستان دانایی و آگاهی هدایت می کند.

مهدیش نام نهاده اند که دجّال جهل و شهوت را گردن می زند (1)،این است موقعیت و مقام انسان که حکما و عرفا در مقام بیانش برآمده اند و چه پر ارزش گوشی که این مقامات را بشنود و صاحبش برای آراسته شدن به این حقایق با تمام وجود بکوشد و در این راه از سر و جان بگذرد.

جامع علوم عقلیه و نقلیه امیر حسین بن عالم بن الحسن الحسینی الهروی در بیان مقام با عظمت انسان فرموده:

ای قطره تو غافلی ز دریا***در جوی تو می رود هویدا

آیینه هر دو عالمی تو*** بندیش که با که همدمی تو

ای صورت خوب و زشت با تو***هم دوزخ و هم بهشت با تو

در برج تو ماه و آفتاب است ***لیکن پس پرده سحاب است

فانی شو اگر بقات باید ***بگذر ز خود ارخدات باید


1- 1) -تذکره ریاض العارفین:24.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه