عرفان اسلامی جلد 6 صفحه 318

صفحه 318

1- 1)-گلشن راز، شیخ محمود شبستری.

ملکا و پادشاهی روشی کرامتم کن***که بدان روش بگردم زبدی و بدگمانی

دل و دین شکسته آنگه هوسم زنام جویی*** سر و پا برهنه آنگه سخنم ز مرزبانی

ادبم مکن که خردم خللم مبین که خاکم***ببر از نهاد طبعم دو دلی و ده زبانی

حرم تو آمد این دل زحسد نگاهدارش*** که فرشته با شیاطین نکند هم آشیانی

زگناه و عذر بگذر بنواز و رحمتی کن*** به خجالتی که بینی به ضرورتی که دانی

به طفیل طاعت تو تن خویش زنده دارم*** چو نباشد این سعادت نه من و نه زندگانی

همه ممکن الوجودی رقم هلاک دارد*** تو که واجب الوجودی ابدالابد بمانی

فنای صفاتی

در فنای صفاتی می فرمایند:

باید تمام صفات و اخلاقیات و نفسانیات و حالات سالک مضمحل در صفات حضرت او شود،تا جایی که صفتی در سالک جز صفت اللّه نماند و آن هم با معرفت به تمام رذائل و فضائل و پیراسته شدن از کلیه رذائل و آراسته شدن به تمام حسنات و فضائل میسر است و این راه بسیار دور و پر پیچ و خم و خطرناکی است که سالک باید با کمک معرفت و خلوص و همت گرفتن از نور انبیا و امامان علیهم السلام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه