عرفان اسلامی جلد 6 صفحه 326

صفحه 326

پس من شکر تمام بسیار می گویم حضرت معشوق را که حال آن است که هیچ دشمنی از پیش با من نکرده است،به داشتن من مدتی در مقام حجابیت و حضرت معشوق نیز عطا می دهد مرا نیکویی،از جهت راستی و درستی و ثبات من در محبت.

من شکر می گویم حضرت معشوق را بر این مددی که نفس مرا اکنون می دهد، به سرایت حکم وحدت و عدالت در او،تا مرا نصیحت می کند به حضرت او و بر تهاونم تقریع و ملامت می کند.

و چون حال آن است که معشوق پیش از این مدتی مرا در حجاب و قید مراتب داشت،تا نفس من به صورت کثرت و نقایص پیدا شد و آن در نظر وحدت به حکم غلبۀ او بر احکام کثرت نسبی،عین ابعاد و اضلال بود و از این جهت ناملایم می نمود و به صورت دشمنی پیدا می بود،چون به این حضرت جمع وجودی و وحدت حقیقی و کثرت نسبی او متحقق شدم و از اینجا نظر کردم،آن جمله صور کثرت که آن گاه در مراتب به صفت نقص ظاهر بودند،اکنون همه را اینجا به صورت کمال ظاهر دیدم،چه آن جمله صور کثرت و انحرافات در این شهود مقام جمعی در بایست بودند از جهت کمال احاطت و پیدایی،لاجرم اکنونم معلوم شد که آن اقامت معشوق نفس مرا در حال حجاب و قید مراتب دشمنی نبوده است از او در حق من،بلکه آن را عین دوستی یافتم،چه مدد و مکمل من بودند.

پس بر آن اقامتش شکر بسیار می گویم و چون این کمالات مذکور همه به حضرت معشوق و کمال پیدایی او عاید بودند و حصول و ظهور این نظر کمال نیز سبب اتحاد مذکور بود و اتحاد ثمرۀ صدق و ثبات من بود در محبت و صبر بر مقامات شداید او و علامت صدق من در محبت این شکر بسیار است که می گویم بر آن نعمت،اقامت مرا در مراتب و رؤیت آن نعمت،لاجرم حضرت معشوق نیز به حکم وعدۀ:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه