عرفان اسلامی جلد 8 صفحه 107

صفحه 107

و ببینید که زیادتر از قدر ضرورت،دنیا را چه ثمر و چه فایده است،اگر از برای اولاد ذخیره می کنی،بدان که خدای تو و اولاد یکی است،آن که روزی به تو داده به او نیز خواهد داد.

تو غم فرزندی را می خوری که از نطفۀ تو حاصل شده،چگونه آن که او را آفریده غم او را نمی خورد،به عزت خودش قسم که او از تو مهربان تر است و قدرت او بیشتر و اگر فرزند تو کسی است که باید به تنگی بگذراند،اگر عالم را از برای او ذخیره بگذاری از دست او بیرون می رود،جان من ! احتیاج فرزند به مال در حیات اوست،تو که چارۀ عمر او نتوانی کرد و قدر زندگانی از برای او نتوانی نهاد،چرا در فکر روزی او زحمت می کشی.

نگارندۀ کودک اندر شکم***نگارنده عمر روزی است هم

خداوندگاری که عبدی خرید ***بدارد فکیف آن که عبد آفرید

تو را نیست آن تکیه بر کردگار ***که مملوک را بر خداوندگار(1)

ساعتی سر بر زانوی تفکّر و به اطراف ولایات نظری کن و دور و نزدیک را سیری کن و ببین کسانی که در عهد تو هستند،چقدر کسانی هستند که صاحب ثروت و جاه و حشمتند و پدر ایشان از برای ایشان ذخیره نگذاشت و چه اشخاص یافت می شوند که به فقر و فاقه مبتلا و اموال بسیار از پدر ایشان مانده بود.

بسی پدران خانه در شهری ساختند و اولاد ایشان در ولایتی دیگر در خرابه مردند و بسا،ده و مزرعه در کشوری از برای ایشان گذاردند و ایشان به جهت قرص نانی در کشوری دیگر جان دادند !

تو را از حوادث روزگار چه خبر و از گردش افلاک چه اطلاع،چه می دانی تا چند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه