عرفان اسلامی جلد 8 صفحه 119

صفحه 119

کسی کاندر صف گبران به بتخانه کمر بندد***برابر کی بود با آن که دل در خیر و شر بندد

زدی هرگز نیارد یاد و از فردا ندارد غم*** دل اندر دل فریب نقد و اندر ما حضر بندد

حقیقت بتپرست است آن که در خود هست پندارش*** برست از بتپرستی چون در پندار در بندد

نه فرعونی شود آن کس که او دست قوی دارد*** نه قارونی شود هر کس که دل در سیم و زر بندد

نه موسی ای شود هر کس که او گیرد عصا برکف*** نه یعقوبی شود آن کس که دل اندر پسر بندد

بسا پیر مناجاتی که بر موکب فرو ماند*** بسا رند خراباتی که زین بر شیر نر بندد

زمعنی بیخبر باشی چو از دعوی کمربندی ***چه داند قدر معنی آن که از دعوی کمر بندد

به تخت و بخت چون نازی که روزی رخت بربندی***به تخت و بخت چون نازد کسی کاو رخت بربندد

غلام خاطر آنم که او همت قوی دارد***که دارد هر دو عالم را و دل در یک نظر بندد(1)

زهد،قبل از این که مرحلۀ عملی باشد حقیقت قلبی است،به این معنی که هر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه