عرفان اسلامی جلد 8 صفحه 121

صفحه 121

و این گونه جزع مقدمه ای برای مغضوب شدن انسان و مستحق شدن آدمی به عذاب الهی است.

فرح و خوشحالی نسبت به ظاهر دنیا و زر و زینت به دست آمدۀ آن،موجب بد مستی و طغیان و تجاوز و به فرمودۀ آیۀ شریفۀ تفاخر و تکاثر و علّت کبر و تکبر و خودبینی است که همۀ این خصلت ها،شیطانی و گرفتار آن منفور حق و از رحمت مطرود و مستحق لعنت حق و خزی دنیا و عذاب آخرت است و این غیر از فرح به نعمت است که موجب شکر و کمک و عون بر عبادت و طاعت است که دنیا را نعمت حق دیدن و از آن نعمت در راه صاحب نعمت استفاده کردن،غیر از دنیا را دنیا دیدن است،متن آیۀ شریفۀ چنین است:

[ لِکَیْلاٰ تَأْسَوْا عَلیٰ مٰا فٰاتَکُمْ وَ لاٰ تَفْرَحُوا بِمٰا آتٰاکُمْ وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ کُلَّ مُخْتٰالٍ فَخُورٍ ] (1).

بر آنچه از دست شما رفت،تأسف نخورید،و بر آنچه به شما عطا کرده است، شادمان و دلخوش نشوید،و خدا هیچ گردنکش خودستا را [ که به نعمت ها مغرور شده است ] دوست ندارد.

با توجه به این آیه به خصوص دو کلمۀ«تأسوا و تفرحوا»معلوم می شود که زهد در درجۀ اول و در مرحلۀ حقیقت امری قلبی است،چون قلب در روی آوردن دنیا خوشحال نشود و حالی به حالی نگردد و دچار فرح نشود،فرحی که عاقبتش تکبر و فخر و دوری از خداست و در از دست رفتن دنیا بدحال نگردد،آن حالتی که باعث جزع و فزع و بی صبری و بی طاقتی و شکایت از دوست است،صاحب آن قلب زاهد است،روزِ داشتن و روزِ نداشتن زاهد است.


1- 1) -حدید (57):23.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه