عرفان اسلامی جلد 8 صفحه 135

صفحه 135

اینان جداً تشنۀ وصال بودند و خود و آنچه داشتند برای رسیدن به مقام قرب و وصل جانان،در طبق اخلاص گذاشتند.

دل ز جان بر گیر تا راهت دهند***ملک دو عالم به یک آهت دهند

چون تو برگیری دل از جان مردوار ***آنچه می جویی هم آنگاهت دهند

گر بسوزی تا سحر هر شب چو شمع*** تحفه از نقد سحرگاهت دهند

تا نگردی بی نشان از هر دو کون*** کی نشان آن حرمگاهت دهند(1)

از حجلۀ عروسی تا بستر شهادت

ماه شوال سال سوم هجرت،در شهر مدینه در میان مسلمانان رفت و آمدهای غیر عادی دیده می شود؛زیرا همه احساس می کنند که به همین زودی جنگی در شرف اتفاق است،ولی در انجام آن تردید دارند،هر وقت به همدیگر می رسند، دربارۀ جنگ احتمالی سخن می گویند و از همه خبر می گیرند،ولی جواب اکثریت معمولاً این است«خدا و رسولش بهتر می دانند»و این حرف کافی است که مسلمانان را قانع و آرام کند.

بالاخره تصمیم اهل مکه برای جنگ با مسلمانان در تمام شهر مدینه پیچید و این همان چیزی بود که مردم مؤمن مدت ها انتظارش را می کشیدند.

شکستی که کفار در جنگ بدر خورده بودند،نه تنها حسّ حماسی آن ها را جریحه دار ساخته بود،بلکه راه کاروان و تجارت را بر آن ها بسته،از این طریق ضربه های مادی غیر قابل جبرانی به آن ها وارد می آمد.

آن ها می خواستند با شروع یک جنگ جدید،از کشتگان خود در بدر انتقام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه