- باب 27 در بیان سکوت 1
- اشاره 1
- اشاره 3
- اشاره 4
- [قسمت اول] خلقت زبان 4
- سطح فوقانی زبان 5
- سطح تحتانی زبان 6
- اشاره 6
- کناره ها 6
- اشاره 7
- قسمت دوم ساختمان زبان 7
- رأس 7
- اشاره 7
- اسکلت استخوانی لیفی 7
- اشاره 8
- عضلات زبان 8
- غشای میانی یا غشای زبانی 8
- 1-زنخی زبانی 9
- 2-نیزه زبانی 10
- 5-حلقی زبانی 13
- 4-کامی زبانی 13
- 6-لوزه زبانی 14
- 7-زبانی فوقانی 14
- 8-زبانی تحتانی 15
- 9-عرضی 16
- اشاره 21
- منافع سکوت 26
- 1-راحتی در دنیا و آخرت 26
- اشاره 26
- 3-دوری از هوا 28
- 4-تربیت و ریاضت نفس 28
- 5-چشیدن شیرینی عبادت 29
- 7-حسن خلق 30
- 6-عفت و مروت 30
- سکوت و ضرورت آن 31
- سکوت اولیای خدا 33
- سبب هلاکت خلق 35
- شناخت معایب کلام 37
- اشاره 40
- حقیقت راحتی 42
- کوشش حق و تکاپوی باطل 43
- حرکت انسان در دنیا 46
- اشاره 46
- مسابقه در قرآن 48
- راحتی مؤمن در دنیا 51
- 1-راحتی در خاموشی 51
- اشاره 51
- اشاره 51
- 2-راحتی در خلوت 57
- 3-راحتی در گرسنگی 61
- وسایل امنیت 63
- قناعت 64
- اشاره 65
- اعتماد به خدا در کلام ابو ذر 65
- علل راحتی در دنیا 66
- اشاره 68
- قناعت 70
- اشاره 70
- اشاره 72
- قناعت در کلام سعدی 72
- خارکن و قناعت 72
- بازرگان و قناعت 72
- موسی و درویش 73
- قناعت در روایات 74
- اشاره 74
- ثروت واقعی انسان در کلام قرآن 77
- اشاره 83
- علت مؤاخذۀ مریض 85
- اشاره 85
- حقیقت حرص 85
- اشاره 88
- انسان و حرص 88
- تفسیر حرص 89
- اشاره 94
- حرص مذموم 94
- حرص مذموم در کلام نراقی 94
- حرص در روایات 97
- آفات حرص 103
- راه علاج حرص 105
- اشاره 105
- علاج حرص در کلام نراقی 106
- توکل بر خدا 113
- تقابل حرص و قناعت 114
- اشاره 116
- حقیقت زهد 118
- اشاره 118
- حد زهد در دنیا 122
- شناخت زهد 124
- اشاره 127
- نظر سالکان راه در مسئلۀ زهد 127
- زهد یا رهبانیت 129
- انبیای الهی و زهد 131
- سالکان راه با عظمت زهد 133
- از حجلۀ عروسی تا بستر شهادت 135
- شهدای کربلا،پیشوایان زاهدان تاریخ 155
- اشاره 160
- زهد در آیینۀ روایات 160
- زهد در کلام امام صادق علیه السلام 167
- زهد در کلام مجلسی رحمه الله 168
- ویژگیهای زهد 171
- ویژگیهای زاهد 173
- سراچۀ دنیا 175
- باب 32 در نکوهش دنیا 176
- اشاره 176
- حقیقت دنیا 178
- اشاره 178
- چهرۀ دنیا 179
- رابطۀ دنیایی در نهج البلاغه 181
- دنیا از دیدگاه قرآن 183
- دنیا از دیدگاه روایات 185
- اشاره 185
- دنیا از کلام امام علی علیه السلام 185
- دنیا در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله 188
- دنیا در کلام سلیمان علیه السلام 190
- دنیا در کلام عیسی علیه السلام 190
- اشاره 192
- دنیا از دیدگاه حکیمان و عارفان 192
- خودنمایی دنیا 197
- دوست نمایی دنیا 197
- خودآرایی دنیا 198
- حسابگری دنیا 199
- جویندۀ دنیا 201
- رسوایی دنیا 201
- مهمانی دنیا 202
- فراموشی آخرت در دنیا 203
- اشاره 206
- ثمرۀ دنیا طلبی 206
- دنیا در کلام عبد الرزاق لاهیجی 207
- حکایتی عجیب از دنیا 210
- نشانه های اهل دنیا و اهل آخرت 212
- اشاره 215
- دنیا از دیدگاه امیر المؤمنین علیه السلام 215
- دنیای اولیای خدا 218
- حکایتی عجیب از اوضاع و احوال دنیا 220
- اشاره 224
- حقیقت ورع 226
- ورع در آیینۀ روایات 230
- ورع ابن سیرین 237
- کسب آبرو به برکت ورع 238
- ورع شیخ جمال،چراغ هدایت مردم 241
- ورع نردبان ترقی میر داماد 243
- ورع از دیدگاه عارفان 245
- نصیحت عارفان به غافلان 247
- نیازهای صاحب ورع 251
- اشاره 252
- ریشۀ ورع 252
- 1-تداوم حسابرسی 252
- 2-صدق گفتار 253
- 3-صفای در معامله 254
- اشاره 254
- اخلاق عجیب ابو عثمان حیری 257
- 5-پرهیز از عوامل شک 259
- 4-احتراز از شبهات 259
- 6-پرهیز از برنامه های بی فایده 259
- 8-پرهیز از سفسطه گران 260
- 10-پرهیز از علوم ضالّه 260
- 9-پرهیز از افراد بی دین 260
- اشاره 262
- اوصاف عبرت پذیران 264
- اشاره 264
- حیات عبرت آموز اویس قرن 266
- عبرت در قرآن 271
- عبرت در نهج البلاغه 274
- اشاره 274
- عبرت در روایات 274
- خطبه 20 276
- خطبۀ 83 277
- خطبۀ 221 280
- ثمرۀ عبرت 286
- ریشۀ عبرت 287
- تاریخ آیینۀ عبرت 288
- اشاره 290
- نعمت های الهی 292
- اشاره 292
- نعمت های مادی 292
- نعمت های معنوی 294
- اشاره 296
- معرفت نفس 297
- اشاره 297
- حقیقت دل 297
- شهوت،عامل خراج 300
- تکلف در اعمال 305
- منفعت عظیم اهل شوق و محبت 307
- اشاره 307
- قضاوت سید علی شوشتری 308
- حالات سید احمد کربلایی 310
- نتیجۀ عمل با تکلّف 314
- برائت از تکلّف 315
- پنجاه صفت مؤمن 317
- نصایحی از حضرت امام صادق علیه السلام 322
- اشاره 322
- استقامت 322
- پرهیز از غذای زیاد 323
- پرهیز از لباس رنگارنگ 323
- مسکن لازم 323
- دوستی های ناپایدار 324
- فریفتگی مال 324
اینان جداً تشنۀ وصال بودند و خود و آنچه داشتند برای رسیدن به مقام قرب و وصل جانان،در طبق اخلاص گذاشتند.
دل ز جان بر گیر تا راهت دهند***ملک دو عالم به یک آهت دهند
چون تو برگیری دل از جان مردوار ***آنچه می جویی هم آنگاهت دهند
گر بسوزی تا سحر هر شب چو شمع*** تحفه از نقد سحرگاهت دهند
تا نگردی بی نشان از هر دو کون*** کی نشان آن حرمگاهت دهند(1)
از حجلۀ عروسی تا بستر شهادت
ماه شوال سال سوم هجرت،در شهر مدینه در میان مسلمانان رفت و آمدهای غیر عادی دیده می شود؛زیرا همه احساس می کنند که به همین زودی جنگی در شرف اتفاق است،ولی در انجام آن تردید دارند،هر وقت به همدیگر می رسند، دربارۀ جنگ احتمالی سخن می گویند و از همه خبر می گیرند،ولی جواب اکثریت معمولاً این است«خدا و رسولش بهتر می دانند»و این حرف کافی است که مسلمانان را قانع و آرام کند.
بالاخره تصمیم اهل مکه برای جنگ با مسلمانان در تمام شهر مدینه پیچید و این همان چیزی بود که مردم مؤمن مدت ها انتظارش را می کشیدند.
شکستی که کفار در جنگ بدر خورده بودند،نه تنها حسّ حماسی آن ها را جریحه دار ساخته بود،بلکه راه کاروان و تجارت را بر آن ها بسته،از این طریق ضربه های مادی غیر قابل جبرانی به آن ها وارد می آمد.
آن ها می خواستند با شروع یک جنگ جدید،از کشتگان خود در بدر انتقام