عرفان اسلامی جلد 8 صفحه 181

صفحه 181

ندارد،چرا که در این نوع رابطه حق مطرح نیست،بلکه نابودی و پایمال کردن حق و حقیقت مطرح است،در ارتباط با علم و مال و منال هم این دو صورت مطرح است.

رابطۀ دنیایی در نهج البلاغه

حضرت علی علیه السلام در«نهج البلاغه»این دو شکل رابطه را این گونه ترسیم می نمایند:

وَ إنَّما الدُّنْیا مُنْتَهَی بَصَرِ الْأعْمیٰ،لا یُبْصِرُ مِمّا وَراءَها شَیْئاً وَ الْبَصیرُ یَنْفُذُها بَصَرُهُ وَ یَعْلَمُ أنَّ الدّارَ وَراءَها،فَالْبَصیرُ مِنْها شاخِصٌ وَ الْأعْمیٰ إلَیْها شاخِصٌ، وَ الْبَصیرُ مِنْها مُتَزَوِّدٌ وَ الْأعْمیٰ لَها مُتَزَوِّدٌ (1).

دنیا در نظر کور دلان آخرین مرز آفرینش است که فراسوی آن چیزی نمی بیند، به همین خاطر تمام همّتش و ماهیت و وجودش و حیثیّت و هویّتش،خرج آن می گردد و پس از به دست آوردن آن،ناگهان از دست داده و با دست تهی از دنیا می رود،اما روشن دل و انسان بصیر و بینا دیده اش را به حقیقت باز می کند و آن را می بیند و می یابد که پس از آن جهان دیگری است،چرا که نظام عالی علم و به خصوص وضع حیات انسان اقتضا دارد که حتماً و بدون شک پس از این دنیا دنیایی دیگر برای رسیدن به نتیجه اعمال باشد.

بینا،به وسیلۀ بندگی و طاعت و ترک معصیت از افتادن به دام دنیا می گریزد و نابینا،با ترک طاعت و آلوده شدن به گناه،دچار اسارت این خانۀ فریبنده می گردد.


1- 1) -نهج البلاغه:خطبۀ 133؛غرر الحکم:132،حدیث 2277.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه