عرفان اسلامی جلد 8 صفحه 196

صفحه 196

دنیا برای تن بیش از این نیست،بلکه اصول دنیا خود این است و غذای دل معرفت است و هر چند بیش باشد بهتر و غذای تن طعام است و اگر زیادت از حد خویش بود،سبب هلاک گردد،اما آن است که حق تعالی شهوتی بر آدم موکل کرده است تا متقاضی وی باشد در طعام و مسکن و جامه،تا تن وی که مرکب وی است،هلاک نشود.

و آفرینش این شهوت چنان است که بر حدّ خود نایستد و بسیار خواهد و عقل را بیافریده است تا وی را بر حد خویش بدارد و شریعت را بفرستاده است بر زبان انبیاء علیهم السلام تا حدودی پیدا کند،لیک این شهوت به اول آفرینش بنهاده است در کودکی که به وی حاجت بود و عقل از پس آفریده است،پس شهوت از پیش جای گرفته است و مستولی شده و سرکشی همی کند،عقل و شرع پس از آن بیامد تا همگی وی را به طلب قوت و جامه و مسکن مشغول نکند و بدین سبب خود را فراموش نکند و بداند که این قوت و جامه برای چه می یابد و وی خود در این عالم برای چیست ؟ و غذای دل که زاد آخرت است فراموش نکند،ابو حامد پس از توضیح انواع صناعات و معاملات و مشغولیّت های مادی می گوید:

پس بدین وجه مشغله های دنیا بسیار شد و در هم پیوست و خلق در میان آن خویشتن را گم کردند و ندانستند که اصل و اول این همه سه چیز بیش نبود،طعام و لباس و مسکن،این همه برای این سه می باید و این سه برای تن می باید و تن برای دل می باید تا مرکب وی باشد و دل برای حق عز و جل می باید،پس خود را و حق را فراموش کردند،مانند حاجی که خود را و کعبه را و سفر را فراموش کند و همۀ روزگار خویش با تعهّد اشتر آورد.

پس دنیا و حقیقت دنیا این است که گفته آمد،هر که در وی بر سر پای و مستوفر نباشد،چشم بر آخرت ندارد و مشغلۀ دنیا بیش از قدر حاجت درپذیرد،وی دنیا را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه