عرفان اسلامی جلد 8 صفحه 201

صفحه 201

دلش هر چند زخمی بس عجب داشت***ولی درمان صبر از دست نگذاشت

غبار از خاطر آشفته می رُفت*** فریب خویش می داد و می گفت

به دل گو باش خاشاکی به خاکی*** چو در کف هست خاکی نیست باکی

جهان گر جمله از من رفت گو رو*** زمشتی خاک ریزم طرحش از نو

رسوایی دنیا

مثال آخر: بدان که مثل اهل دنیا در لذتی که می یابند،باز آن رسوایی و رنج که از دنیا خواهند دید در آخرت،هم چون کسی است که طعام چرب و شیرین بسیار بخورد تا معده وی تباه شود،آن گاه فضیحتی از معده و نفس و قضای حاجت خویش می بیند و تشویر می خورد و پشیمان می شود که لذت گذشت و فضیحت بماند و چنان که هر چند طعام خوش تر،ثقل وی گنده تر،هر چند لذت دنیا بیشتر، عاقبت آن رسواتر و این خود در وقت جان کندن پدیدار آید که هر که را نعمت و باغ و بستان و کنیزکان و غلامان و زر و سیم بیش بود،به وقت جان کندن،رنج فراق بیش بود از آن کس که اندک دارد و آن رنج و عذاب به مرگ زایل نشود،بلکه زیادت شود که آن دوستی صفت دل است و دل بر جای خویش باشد و نمی میرد.

بر جهان دل منه از مهر و مشو زان دلشاد ***کاین عروسی است که کشته است هزاران داماد

جویندۀ دنیا

مثال آخر: بدان که کارهای دنیا که پیش آید،مختصر نماید و مردم پندارند که شغل وی دراز نخواهد بود و باشد که از صد کار وی یکی پدیدار آید و عمر آن شود و عیسی علیه السلام می گوید:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه