عرفان اسلامی جلد 8 صفحه 281

صفحه 281

اهل گورستان همسایگانی هستند که با هم انس نمی گیرند و دوستانی که به دیدن یک دیگر نمی روند،نسبت های آشنایی بینشان کهنه و سبب های برادری از آن ها بریده شده است.

پس همگی با این که یک جا گرد آمده اند تنها و بی کسند و با این که دوستان بودند از هم دورند،برای شب بامداد و برای روز شب نمی شناسند،هر یک از شب و روز که در آن کوچ کرده اند برایشان همیشگی است.

سختی های آن سرا را سخت تر از آنچه می ترسیدند مشاهده کردند و آثار آن جهان را بزرگ تر از آنچه تصور می کردند،دیدند.

پس اگر بعد از مرگ به زبان می آمدند،نمی توانستند آنچه را به چشم دیده و دریافته اند،بیان کنند و اگر چه نشانه های ایشان ناپدید شده و خبرهاشان قطع گردیده ولی چشم های عبرت پذیر آنان را می نگرد و گوش ها خردها از آن ها می شنود که از غیر راه های گویایی بلکه به زبان حال و عبرت می گویند:

آن چهره های شگفته و شاداب بسیار گرفته و زشت شد و آن بدن های نرم و نازک بی جان افتاده و جامه های کهنه و پاره پاره در برداریم،تنگی گور ما را سخت به رنج افکنده و وحشت و ترس را به ارث بردیم و منزل های خاموش به روی ما ویران گردید،اندک نیکوی ما نابود و روهای خوش آب و رنگ ما زشت و ماندن ما در منزل های ترسناک دراز گشت و از اندوه رهایی و از تنگی فراخی نیافتیم.

پس اگر به عقل و اندیشه ات حال ایشان را تصور نمایی،یا پوشیده شدگی پرده از جلوی تو برداشته شود،در حالی که گوش هاشان از جانوران زیر زمینی نقصان یافته و کر گشته و چشمشان به خاک سرمه کشیده شده و فرو رفته و زبان ها بعد از تند و تیزی در دهان ها پاره پاره و دل ها بعد از بیداری در سینه هاشان مرده و از حرکت افتاده و در هر عضو ایشان پوسیدگی تازه ای که آن را زشت می سازد فساد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه