[ فَاَغْلِقْ بابَ لِسانِکَ عَمّا لَکَ مِنْهُ بُدٌّ لا سِیَّما إذا لَمْ تَجِدْ أهْلاً لِلْکَلامِ وَ الْمُساعِدَ فِی المُذاکَرَهِ لِلّهِ وَفِی اللّه ]
سکوت و ضرورت آن
تا مجبور نشوی لب به سخن باز مکن،با توجه به این که معایب و مفاسد زیاده گویی را دانستی،پس لب گشودن،جز در ضرورت صحیح نیست به خصوص،وقتی که شنونده،اهل و یار مناسبی را برای گفتگو برای خدا و در راه خدا،نیافتی.
عارف بزرگوار مصطفوی در شرح جملۀ بالا می گوید:
آری،آنان که به حقایق و اسرار الهی آگاه شدند،سکوت اختیار کردند. هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند
سخن زیاد گفتن،علامت نادانی و دور بودن از حقیقت است.
الْعِلْمُ نُقْطَهٌ کَثَّرَها الْجاهِلُونَ (1).
علم نقطۀ روشن و معلومی است که جاهلان آن را زیاد کرده اند.
در هر موضوع،حق مطلب در یک جملۀ کوتاه خلاصه می شود،ولی افرادی که به حق مطلب نرسیده اند،ده ها احتمال و شقوق ذکر نموده و بعد از احتمالات
1- 1) -عوالی اللآلی:129/4،حدیث 223.