عرفان اسلامی جلد 8 صفحه 90

صفحه 90

نه هر خیری و نفعی،بلکه خیر و نفعی که برای خودش و در رابطۀ با او خیر باشد.

و لازمۀ این حرص این است که در هنگام برخورد با شر مضطرب و متزلزل گردد،چون شر خلاف خیر است و اضطراب هم خلاف حرص.

و نیز لازمۀ این حرص آن است که وقتی به خیری رسید،خود را بر دیگران مقدم داشته،از دادن آن به دیگران امتناع بورزد،مگر در جایی که اگر کاسه ای می دهد قدح بگیرد،پس جزع در هنگام برخورد با شر و منع از خیر،در هنگام رسیدن به آن،از لوازم هلع و شدت حرص است.

و این هلع که انسان مجبور بر آن است و خود از فروع حب ذات است،به خودی خود از رذایل اخلاقی نیست و چطور می تواند صفت مذموم باشد،با این که تنها وسیله ایست که انسان را دعوت می کند به این که خود را به سعادت و کمال وجودش برساند.

پس حرص به خودی خود بد نیست،وقتی بد می شود که انسان آن را بد کند و درست تدبیر نکند،در هر جا که پیش آمد مصرف کند،چه سزاوار باشد و چه نباشد،چه حق باشد و چه غیر حق و این انحراف در سایر صفات انسانی نیز هست،هر صفت نفسانی اگر در حد اعتدال نگاه داشته شود،فضیلت است و اگر به طرف افراط یا تفریط منحرف گردد،رذیله و مذموم می شود.

پس انسان در بدو پیدایش در حالی که طفل است،هر آنچه که برایش خیر و شر است می بیند و با آن غرائز عاطفی که مجهّز به آن شده،خیر و شر خود را تشخیص می دهد و می فهمد که چه چیزی را دوست دارد و چه را دوست ندارد و قوای درونیش اشتهای آن را دارد،یا از آن متنفّر است و در حدود خودش به منافع و مضار و جلب و دفع آن آگاهی یافته و قدرت پیدا می کند اما بدون این که برای آن چیز حدی و اندازه ای قائل باشد و وقتی به درد و یا مکروهی برمی خورد،دچار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه