عرفان اسلامی جلد 10 صفحه 105

صفحه 105

فراهم شد با آن که مدّتی بود که راه مسدود بود،پس من با پای برهنه و پیاده به زیارت آن جناب مشرف شدم و شبی در روضۀ مقدّسه مکرر زیارت جامعه را خواندم و در اثنای راه کرامت های عظیمه و معجزات غریبه ظاهر شد ! !

راستی،مگر بدون ادای واجبات و به خصوص ترک محرّمات و منهای تزکیه نفس و تجلیه وجود،می توان به مقام قرب رسید و شیرینی وصال را چشید ؟

دم عیسوی اولیا

فاضل تنکابنی می گوید:

در ابتدای امر که هنوز آخوند ملا محمد تقی مجلسی شهرت کافی نداشت، شخصی از ارادتمندان آن جناب نزد ایشان شکایت برد که من همسایۀ بدی دارم و از سوء خلق او به تنگ آمده ام،شب ها دوستان نااهل خود را جمع کرده و تا صبح به شراب خواری و لهو و لعب مشغول اند و آسایش مرا سلب کرده اند،اگر ممکن است در این زمینه علاجی کنید،ایشان فرمودند:امشب همۀ آنان را به خانه ات به میهمانی دعوت کن،من نیز می آیم شاید خدای تعالی بدین وسیله او را هدایت فرماید.

آن مرد ایشان را به مهمانی خواست،همسایه اش که سردستۀ اشرار و اوباش بود گفت:چه شد که تو نیز به جرگۀ ما و حلقۀ ما درآمدی ؟ گفت:فعلاً چنین پیش آمده،آنان از دعوتش به گرمی استقبال کردند،پس آن شخص،آخوند ملا محمد تقی را خبر کرد و آخوند پیش از همۀ آنان به خانۀ آن شخص رفت و در گوشه ای قرار گرفت !

همین که سردستۀ اوباش با دوستانش وارد شد و چشمش به آخوند افتاد که در گوشه ای نشسته ناراحت شد،چرا که آخوند هم مسلک آنان نبود و وجودش باعث

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه