عرفان اسلامی جلد 10 صفحه 106

صفحه 106

منغص شدن عیش آنان می شد،اما به حکم اجبار با دوستانش نشستند و برای این که آخوند را از آن مجلس براند سر صحبت را این چنین باز کرد و گفت:راهی که شما در پیش گرفته اید بهتر است یا شیوه ای که ما داریم ؟

آخوند فرمود:برای روشن شدن این مطلب باید هر کدام خواص و لوازم کار خود را بیان کنیم تا ببینیم کدام یک از این دو بهتر و خوش تر است ؟

سردستۀ اشرار گفت:انصاف دادی و سخن به حقّی گفتی،یکی از اوصاف ما این است که چون ما نمک کسی را خوردیم به اصطلاح نمکدان نمی شکنیم و به صاحب نمک خیانت نمی نماییم،آخوند فرمود:این چنین که می گویی نیست و من حرف تو را به هیچ وجه قبول ندارم که شما این چنین هستید.آن شخص گفت:

انکار شما بی مورد است؛زیرا این امر از مسلّمات این طایفه است،آخوند فرمود:

اگر چنین است من از شما می پرسم آیا شما هرگز نمک خدا را خورده اید ؟ !

آن شخص چون این سخن بشنید سر به زیر انداخت و پس از اندکی از مجلس برخاست و با همراهانش بیرون رفت.

صاحب خانه به آخوند عرض کرد:کار بدتر شد؛زیرا اینان به قهر از خانۀ من رفتند،آن جناب فرمود:فعلاً که کار به اینجا کشید،صبر کن ببینیم در آینده چه می شود ؟

چون صبح شد رئیس اشرار به در خانۀ ملا محمّد تقی مجلسی آمد و با دنیایی عجز و التهاب و لابه و ناله عرضه داشت:سخن دیشب شما سخت در من اثر گذاشت و خواب از چشمم ربود،اکنون توبه کارم،غسل کرده و به خدمت آمده ام تا شرایع دین را به من بیاموزی و پس از آن از مخلصان حقّ و هدایت یافتگان به راه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه