عرفان اسلامی جلد 10 صفحه 109

صفحه 109

سرّ کند به بلای سخت دچار گردد،صاحب خانۀ ترسو برای شب جمعه از آن مرد بزرگ الهی دعوت کرد و خود از خانه رفت.

مجلسی به دعوت آن مرد مؤمن به آن خانه آمد،اما صاحب خانه را ندید، جلسه از اشرار و سردستۀ آنان تشکیل شده بود،مجلسی دانست که نقشه ای جهت او کشیده شده،از نقشه خبر نداشت ولی نقشه این بود که چون مجلس آراسته شد، زنی عشوه گر و مطربه با روی باز و لباس رقص وارد مجلس شود و با زدن و کوبیدن آلات موسیقی به رقص مشغول شود،آن گاه یکی از اوباش مردم محلّه را خبر کند تا بیایند وضع آن روحانی را ببینند،چون مردم بیایند آبرویش برود و زبانش از امر به معروف و نهی از منکر بسته شود ! !

مجلس آماده شد،ناگهان زن وارد گشت و با خواندن این شعر شروع به رقصیدن کرد:

در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند ***گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را (1)

چون آن مرد وارسته و آن عبد خالص و آن منور به نور معرفت آن اوضاع را مشاهده کرد با دلی سوخته و چشمی گریان به وجود مقدس حضرت روی آورد و عرضه داشت:

گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

ناگهان دیدند آن زن پردۀ اطاق را به در آورد و بر خود پیچید و به خاک افتاد و به یا رب یا رب مشغول شده و در مقام توبه و انابه برآمد و به دنبال او همۀ اوباش سر به خاک گذاشته و به درگاه دوست نالیدند و همۀ آنان به دست آن مرد الهی توبه کردند و از صلحای زمان شدند !


1- 1) -حافظ شیرازی.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه