عرفان اسلامی جلد 10 صفحه 137

صفحه 137

علامۀ بحر العلوم بیست و پنج سال خنده نکرد و شاگردان آن بزرگوار در همه حال وی را مغموم و مهموم می دیدند،پس از بیست و پنج سال تبسّمی بر لبان مبارکشان نقش بست،یکی از شاگردان که محرم سرّ بود از سبب آن تبسّم پس از بیست و پنج سال پرسید؛آن جناب جواب داد:بیست و پنج سال برای ریشه کن کردن ریا از خانه قلب در تلاش بودم تا امروز به توفیق خدا و به کمک عنایت و رحمت او متوجه شدم که ریشۀ این رذیلت از قلبم کنده شده،بدین سبب از شدّت خوشحالی خندیدم.

راستی،وقتی وجود انسان از آلودگی های ظاهر و پنهان پاک می شود،چه دنیای عجیبی برای آدمی پیدا می شود و چه لذت روحی و معنوی که قابل مقایسه با هیچ لذّتی نیست به انسان دست می دهد،در آن وقت است که انسان جز او نمی بیند و جز او نمی خواهد و جز او نمی گوید و از غیر حضرت او لذت نمی برد.

دیده ای واکنم از تو به رویت نگرم***زان که شایسته دیدار تو نبود نظرم

چون ترا هر نفسی جلوه به حسنی دگر است*** هر نفس زان نگران در تو به چشمی دگرم

تویی از منظر چشمم نگران برزخ خویش*** که تویی مردمک دیده و نور بصرم

هر که بیرسم و اثر گشت به کویش پی برد*** من بی رسم و اثر ناشده پی می نبرم

بوی جانبخش تو همراه نسیم سحر است*** زان سبب مرده انفاس نسیم سحرم

مغربی آینه دل زغبار دو جهان*** پاک بزدای که پیوسته در او می نگرم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه