عرفان اسلامی جلد 10 صفحه 274

صفحه 274

کلی و غیر ذلک را به دست می آورد،در این موقع بدیهی است که به دیدن تمام حوادث و موضوعات که می خواهد دربارۀ آن ها حکم کند نیازی نخواهد داشت، این رشد مغزی تا جایی می رسد که گویی انسان و جهان را در خود می بیند،ولی چون فعالیت روح بی نهایت است و عرصۀ هستی بیکران،لذا به یافتن انسان و جهان در خویشتن قناعت نمی ورزد؛زیرا نه جهان محدود است و نه انسان هایی که در آن به وجود می آیند مشخص می باشند،این است که رو به بی نهایت کوشش خود را آغاز می کند.

در اینجاست که از خود و حوادث بی خبر شده و تنها متوجه حضرت حق گشته به طوری که حس می کند«لیس فی الدّار غیره دیّار» (1).

همۀ ما ملاحظه کرده ایم که در هنگام تمرکز قوای مغز از حوادثی که در پیرامون ما صورت می گیرد غفلت می ورزیم،گویی اصلاً آن حوادث پیرامون ما اتفاق نیفتاده است.

گاهی همین حالت تمرکز به حدّی از شدت می رسد که انسان حوادثی را که در بدن او تأثیر می گذارند احساس نمی کند.

در حال چشیدن عالی ترین لذت،نقطه ای توجه ما را جلب می کند شدت این جلب توجه به جایی می رسد که لذت تدریجاً از درک ما برکنار می شود و هم چنین گاهی تمام وجود ما را درد فرا می گیرد ولی یک حادثه یا یک مسئله ناگهان چنان ما را به خود مشغول می دارد که درد به کلّی فراموش می شود.

در حالات عشق،هنگامی که درون عاشق از معشوق بهره مند است گاهی این مشغولیت به حدی است که هیچ حادثه ای اگر چه با تمام موجودیّت او سر و کار


1- 1) - غیر از او در خانه صاحب خانه ای نیست.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه