عرفان اسلامی جلد 10 صفحه 278

صفحه 278

در نوشته ها نمی نویسید،این که او را بگویید ماده ازلی یا طبیعت و یا تصادف،چه دردی از شما و جهان دوا می کند و کدام مشکل را حل می کند ؟

فرار شما از آن حضرت،علّتی جز هوای نفس و امیال و غرایز و شهوات آزاد ندارد،شما می خواهید در بی خیالی و بی بند و باری و بی قیدی زندگی کنید و از مقیّد کردن آزادی شیطانی خود وحشت دارید،شما از ممنوعیت زنا و حرمت ربا و ظلم و تجاوز و سلطه گری و شهوات غلط می ترسید و می دانید اگر به حوزۀ توحید و ایمان روی آورید به بی بندوباری ها و کثافت کاری ها و غارتگری ها و دزدی ها و تمام شهوات غلط جنسی باید خاتمه بدهید و مردم جهان را از شر خود آسوده کنید،از این جهت از این حوزۀ پاک فراری هستید و برای سرپوش گذاشتن بر فرار خود مارک انکار حق به خود زده و زیر پوشش کفر و شرک رفته و نام آن را با کمال بی شرمی و بی حیایی آزادی از خرافات گذاشته و محصول مغز مریض خود را به عنوان ماتریالیسم یا کمونیسم و یا با کلمات بی محتوای دیگر خوانده و تبلیغ کرده اید و با شرکت یهودیت صهیونیسم و مسیحیت غربی تمام روی زمین را به فساد و ناپاکی و آلودگی و بدبختی دچار کرده اید،چرا ؟ چون به خاطر پیروی از شهوات نخواسته اید در برابر حضرت حق که آشکارترین آشکارهاست تواضع کنید،در حالی که با آن علم و دانش سرشارتان از حق خبر داشته و بودن او هم چون روز برایتان روشن است.

چون به این معنا توجه کردی که وجود مقدس او خالق سماوات و ارض و قرار دهندۀ نور و ظلمات است و محصول ارادۀ او که جهان هستی است دنیایی بی نهایت از نظم و عدل و علم و حکمت است و هر ذره ای از ذراتش از حیث نظم و دقت و موقعیت و موقف متحیر کنندۀ عقول و مست کنندۀ درون است،آیا اقتضا ندارد که در برابر عظمت و کمالش به تواضع آیی و سر عبادت بر خاک پیشگاهش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه