عرفان اسلامی جلد 10 صفحه 29

صفحه 29

دربان سرای را بر آن داشت که طبق رطب را نزد من آورد،در این هنگام دربان طبق را در برابر من بر زمین نهاد و گفت:این هدیه فلان است،من از مشاهدۀ آن وضع سخت آزرده خاطر و خشمگین شدم،چندان که دربان را از خدمت براندم و ظرف رطب را به آورندۀ آن بازگرداندم ولی روز دیگر چون متداعیان محضر قضا در آمدند نتوانستم آن دو را به یک چشم بنگرم و در دل خود به یک منزلت قرار دهم؛زیرا طبق رطب،هر چند که من آن را مسترد داشته بودم اثر خود را در نفس من باقی گذاشته بود.

اکنون بیندیش تا اگر آن را پذیرفته بودم و کام خویش را با آن شیرین ساخته بودم حال من بر چه منوال بود ؟ !

سپس قاضی با لحنی حاکی از خشم و تأثّر گفت:در چنین روزگاری که خلق آن بر این گونه دستخوش فساد شده اند من بر دین خود می ترسم و بیم آن دارم که از سر غفلت به دام حیلۀ ایشان در افتم و نقد ایمان و سرمایۀ تقوای خود را بر سر کار قضا نهم.

آن گاه قاضی از سر تضرّع گفت:مرا از بند این مسئولیت برهان که خدای تو را از هر بند برهاند و از ادامۀ این خدمت معذور دار که خدای عذرهای تو را بپذیرد.

شرایط قضا در کلام امام علی علیه السلام

جامع ترین نصّی که شروط و قیود و صلاحیت قاضی را با دقیق ترین تعبیر بیان کرده،فصلی از فرمان امیر المؤمنین علیه السلام به مالک اشتر است که در آن فرمان ملکوتی می فرماید:

برای تصدّی وظیفۀ قضا و حکومت میان مردم،کسی را برگزین که به عقیدۀ تو از همگی افراد رعیت برتر باشد،از آن گونه شخصیت که تراکم قضا او را به تنگنا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه